ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

983

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

دهم : نوّاب امام ويردى ميرزا الملقب به ايلخانى « 1 » بطنا برادر كهتر نوّاب على نقى ميرزا در مراحل شجاعت و فرزانگى و مروّت مردانگى بىمثل و همتاست . مدت بيست و هفت سال در دربار صاحبقران بىهمال به منصب ارجمند سركشيكچىباشىگرى سرافراز بود و به سبب سرپرستى ايل جليل قاجار ، لقب ايلخانى را بر منصب مزبور افزود . نظمى در كار كشيك دربار همايون در سفر و حضر گذاشت كه ترك تيغ بند سپهر حساب‌ها از كار برداشت . بلوك طالقان من اعمال دار السلطنه قزوين به تيول ابدى او مقرر بود و در يكسال صحيح كه برادر والاگهرش در خراسان مىزيست ، او نيز ايالت قزوين نمود . [ مصرا ] ع : هر كجا هست خدايا به سلامت دارش يازدهم : نوّاب شيخ على ميرزا الملقب به شيخ الملوك « 2 » از بطن صبيّه مرضيّه شيخ على خان سردار با اقتدار زند است و در مرحله شجاعت و سخاوت بىمانند . طبعش موزون است و شيرينى كلامش از حد افزون . در فن سوارى و استعمال اسلحه حرب چندان مهارت دارد كه شجاعان روزگار را در جنگ و بازى دقيقه [ اى ] فارغ نمىگذارد . خود [ 530 ] به راى العين مشاهده كرده‌ام كه در يك ميدان اسب تازى هنگام جولان و بازى ، موازى نه تير تفنگ و طپانچه و غيره پر كرده خالى مىنمايد و گوى سبقت از ارباب اين فن به چالاكى مىربايد . در سنه يك هزار و دويست و بيست و چهار به صاحب اختيارى ولايت ملاير رسيد و پس از چندى حكمروايى ولايت تويسركان نيز به او ضميمه گرديد . قريه چوبين ملاير را آرامگاه ساخت و به اجماع تفرقه ايل الوار زند پرداخت . آن قوم متفرق را از هر ولايت جمع كرد و در اندك فرصتى از عدت لشكر و آبادانى كشور سر به نيكنامى برآورد . قريه چوبين را از كثرت عمارات دلكش و باغات جنّت‌وش سوداى اعظم و دولت‌آباد نام نمود و مدت بيست و هفت سال تمام در آن سرزمين به عزت و عشرت

--> ( 1 ) . تولد : چهاردهم شوال 1211 ( همان ، ص 202 ) . ( 2 ) . تولد : 14 رجب 1210 ( همان ، ص 197 ) .