ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
958
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
آنچه اكنون مىكند بخل اهرمن هرگز نكرد * داد از اهريمن بخل اى سليمان كرم گرچه خفّاش است پنهان از ظهور آفتاب * اين دم از بخل است پنهان مهر رخشان كرم خار بخل از بيخ بركن آن زمان از نو بده * دهر را آرايش از گلهاى الوان كرم اين زمان آورده مىسازد نثار مقدمت * كن سخن را فهم از طبع سخندان كرم ياد اكرام تو يارم شد درين اشعار از آن * دست را كوته نكردم از گريبان كرم [ 519 ] تا نگويد رازدار دهر از نامحرمى * با بخيلان شمّه [ اى ] از راز پنهان كرم آشكارا باد پيشت راز پنهان كنوز * تا كه عالم را دهى جا بر سر خوان كرم « 1 » چهارم : صفت حميده مروّت است و بدانكه ، گذشت از خطاى زيردستان و سيّئات واجب المكافات دشمنان و رأفت و رحمت با رعيت بىسامان را ، در اصطلاح مروّت خوانند و در مروّت آن شاهنشاه معدلتاركان نسبت به عموم اهالى زمان ، خلق جهان همداستانند . بندگان و زيردستان را به خطاهاى لازم العقوبه نگرفتى و عذر ايشان را در سيئات رفته درپذيرفتى . در سنوات قحط و ملخخوارگى و ظهور و با و طاعون ، از رعيت خراج نخواستى و آبروى خلق را به جهت افزونى مال از مطالبهء منال نگاشتى . تا ممكن داشتى ، قوى را بر ضعيف و وضيع را بر شريف مسلّط نساختى و طوايف طاغى را پس از استيلاى بر دشمن ، از دستبرد سپاهيان ايمن ساختى . اسيران گرج و ارمن و
--> ( 1 ) . در نسخه دوم ملى و تذكره خاورى اشعار فوق موجود نيست .