ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
949
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
باب اول در ذكر شمايل موزون و اخلاق حسنهء آن شهريار معدلت مشحون و در آن دو فصل است : فصل اول در ذكر شمايل موزون آن برگزيدهء خالق بىچون است . بدانكه خداوند آب و خاك را آفرينندهء انجم و افلاك تا ذات كامل الصفاتى را مستجمع جميع محاسن و محامد ظاهرى و باطنى نبيند ، بدون جهت او را در مقام فرمانروايى كائنات برنگزيند . « 1 » فرمانروايى در كاينات برترى ذات و صفات دركار است و برترى سلاطين با تمكين را در ذات و صفات ، وجود ملكوتى انتساب سزاوار . و للّه الحمد كه آن سلطان عادل را به علاوهء محاسن باطنى ، حسن ظاهرى به مثابهى بود كه خرد خردهبين از طرز آن شمايل موزون و حسن روزافزون ، انگشت حيرت بر دهان و آيهء وافى هدايهء « فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ » « 2 » بر زبان . طلعتش مهرى فروزان و قامتش سروى خرامان بود كه جان مشتاقان آنرا به منزلهء حربا و قلب گرفتاران اين را به مثال قمرى در دام . هرگاه خواهد صفت سر تا پاى همايون را جزءا فجزءا بيان نمايد ، كلك دو زبان به زاويهء عجز و نقصان گرايد . مختصر كلام آنكه ، هرگاه شخص مجهول الحالى از غرباى ممالك بعيده ، آن
--> ( 1 ) . تذكرهء خاورى : + « آفتاب عالمتاب را به سبب آن همه ضياء و التهاب ، فرمانفرماى ثوابت و سيّارات سازد و ظلّ تربيت سپهر برين را به جهت آن همه رفعت و تمكين بر كرهء خاك اندازد . » ( 2 ) . سوره مؤمنون ، آيه 14 .