ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
656
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
پنجاه نفر اسرا از جملهء معارف ينارالان و افيسران بودند كه رخها در حضور اعلى بر خاك عجز و انكسار سودند . ساير آلات حرب ، از تفنگ و شمشير و غيره و نشانهاى مرصّع ، از حساب بيرون بود . يك فوج از اسرا « 1 » به انضمام ده عراده توپ به انعام نوّاب سيف الدوله سلطان محمد ميرزا روانهء اصفهان شد و بقيّه گسيل به دار الخلافهء طهران . خلاصه ، پس از انجام اين مهام گيسوى ليلاى رايات « 2 » ظفر را تاب دادند و با يك جهان فتح و فيروزى از منزل سراب حركت كرده ، روى سعادت به دار الخلافهء طهران نهادند . روز شنبه دوازدهم شهر ربيع الاوّل سنهء يك هزار و دويست و چهل و سه ، عرصهء رى از ورود كى ، طعنه بر اختر جدى زد و گندآوران ميدان رزم را در ايوان بزم ، نوبت استماع آواز رود و نى شد . سعدى : وقت عيش و طرب بستان است * روز بازار گل و ريحان است ذكر وقوع حوادث دهر فتنهء اركان و تصرف روسيه در قلعهء سردار آباد ايروان و ساير وقايع حسرتافزاى آن زمان تا موكب همايون اعلى در ارباع ولايات آذربايجان اقامتآرا بود ، پسقاويچ سردار روسيه جرئت اقدام در كارى نمىنمود . بعد از آنكه آن عرصه را از وجود خسرو دشمنشكن خالى يافت ، بىباكانه به وادى طغيان شتافت . نوّاب نايب السلطنه نيز كه گاهى در ايروان و وقتى در نخجوان به سر مىبرد ، به سبب عدم آذوقه از رود ارس گذشته ، روى به محال چورس آورد . جناب آصف الدوله پس از محرومى از خاكپاى خسروى ، دستهجات مازندرانى و غيره را روانهء تبريز ساخت و به اتفاق جناب ميرزا ابو القاسم قائم مقام و فوجى از سپاه ظفر فرجام از آب ارس گذشته به نظم قريهء النجق پرداخت .
--> ( 1 ) . ملى : « اسر » ( 2 ) . ملى : « رياست »