ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

927

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

ايضا قطعه ظلّ حق فتحعلى شاه آن‌كه بود * با مخالف در جدال و در نزاع آن‌كه در هر صبح و شام انداختى * مهر را از چهر در تحت الشعاع كشورى او را مريد و او مراد * عالمى او را مطيع و او مطاع داورى هر روز بودش بر مزيد * خسروى چل سال بودش بىنزاع چون نمودى جاى در ايوان جواد * چون نهادى پاى در ميدان شجاع اختر خصمش بدى در انحطاط * كوكب بختش شدى در ارتفاع [ 507 ] بينوايان را همى مىداد مال * كاين تجارت را بسى بود انتفاع رونق است از دار دنيا بيشتر * در ديار آخرت او را متاع آن سرى كز تاج بيضا داشت عار * از اجل آخر رسيد او را صداع خلق دهر از هجر او اندر ملال * اهل حشر از وصل او اندر سماع خاورى كرد از خواص محرمان * چون وداع آخرينش استماع از پى تاريخ سالش زد رقم * با جهان فتحعلى شه در وداع تاريخ اربعه در يك شعر فتحعلى شه از تخت شد خاورى و آمد * هر پاره زين دو مصراع تاريخ فوت سلطان كيخسرو دوم شد امّت ز فتنه ويران * سلطان ز تخت افتاد ، وارونه گشت ايران تاريخ ديگر فتحعلى شاه چه شد واى واى * خسرو آگاه چه شد واى واى رونق آفاق برفت آه آه * زينت خرگاه چه شد واى واى مير جهاندار كجا حيف حيف * شاه فلك جاه چه شد واى واى