ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

913

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

همايون و امينان شوكت ابداركان حركت شاهنشاه صاحبقران را مصلحت نمىديدند و اطبّاى حاذق نيز سكون را بر حركت برمىگزيدند ، ولى جناب امين الدولة العليّه عبد الله خان اصفهانى مستوفى الممالك به سبب وحشتى كه خود به جهات مختلفه از وقوف در طهران و حدوث فتنه [ اى ] ناگهان داشت ، مطلقا وقعى به حرف اين و آن نمىگذاشت . تبيين اين مقال آن‌كه ، ميرهاشم نامى هندى كه از علوم هندسه و اعداد و نجوم و جفر و نيرنجات با كمال بهره بود ، به دار الخلافه آمده و در خانهء امين الدوله منزل كرده ، شب و روز با او مصاحبت مىنمود ؛ خبر مرموز تغيير دولت را به او داد و معزى اليه نيز به فكر چاره افتاد . چون دار السلطنهء اصفهان را خانه و مأمن روز تنگ مىدانست ، عزيمت رجوع به آن ولايت را داشت و نمىتوانست . بالاخره قوام سلطنت و دولت را موقوف به اين عزيمت نمود و در حضور پرنور همايون زبان به جسارت اين مطلب برگشود . بواعث مرقومه و عرض جناب امين الدوله چون به هم رسيد ، تحريك لواى ظفر را به جانب دار السلطنهء اصفهان باعث گرديد . فرامين مطاعه به احضار سواره و پيادهء عراق و مازندران صادر گرديد و مسرعان سريع السير به اطراف ولايات ساير و داير آمد . روز يكشنبه سيم شهر جمادى الاوّل سنهء يك هزار و دويست و پنجاه ، حضرت اعلى از شهر دار الخلافه به باغ دلگشاى نگارستان نقل مكان فرمود و به جهت حضور لشكر منصور و اتمام تداركات ملتزمين ركاب ظفردستور ، چندى در آن عرصهء فردوس ظهور توقف نمود . معتمدى چند به احضار نوّاب حسين على ميرزا فرمانفرماى مملكت فارس و برادرش شجاع السلطنه حسن على ميرزا حكمران دار الامان كرمان و حسام السلطنه محمد تقى ميرزا صاحب‌اختيار دار السرور بروجرد روان ساخت و بعد از انضباط امور و اجماع لشكر منصور ، به تحريك لواى ظفر دستور پرداخت . روز سه‌شنبه شانزدهم شهر مذكور ، كه سه روز به ابتداى ميزان مانده بود ، از آن روضهء ارم دستور با فرّ خسروى و شوكت كسروى حركت كرد و يوم دوشنبه هيجدهم ، چتر فيروز را بر فرق ساكنين دار الايمان قم سايه‌گستر آورد . چون عبور توپخانهء مباركه از راه قهرود نطنز متعذّر بود و به علّت قلّت آذوقه و