ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

907

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

نصرت‌شعار آنچه بايد و شايد از تعارفات و سيورسات داد و پلنگ توشخان جلاير حاكم كلات نيز به سبب قرب جوار ، معاملهء دره‌جزى را شنيد و از بيم دستبرد سپاه منصور به همراهى اتباع خويش وارد معسكر ظفرانديش گرديد . او نيز به قدر قوّه خدمتى كه بايد ادا ساخت و خان سردار بعد از نيل مرام به مراجعت ارض اقدس پرداخت . در عشر اوّل شهر ربيع الاوّل ، اين خبر به عرض داراى مظفّر رسيد و موجب انبساط خاطر انور گرديد . خبر شورش شجاع الملك ميرزاى افغان به ولايت قندهار نيز ضميمهء اين خبر شد و باعث تعجب خاطر داراى دادگر آمد . تفصيل اين جمال آن‌كه ، مرحوم نايب السلطنه عباس ميرزا بعد از گوشمال متمرّدين خراسان ، عزيمت تسخير هرات را داشت و ولايات قندهار و كابل و كشمير را هم از خود مىپنداشت . كارپردازان دولت انگريز انديشه نمودند كه هرگاه وليعهد مرحوم به آن طرف گرايد ، شايد در اوضاع حدود هندوستان ، كه سال‌هاست در تصرّف ايشان است ، اختلاف و اختلالى پديد آيد ، لهذا مستر كمبل « 1 » ايلچى آن دولت ، حكيم جان مكنيل نايب اوّل خود را كه مردى داناست ، روانهء خراسان و خدمت وليعهد ظفرنشان كرد كه شايد به لطايف الحيل ، وليعهد آسمان‌محل را از عزيمت هرات مانع شود و بر سر كار ديگر رود . در اوقاتى كه وليعهد مسعود مشغول تسخير تربت حيدريه مىبود ، جان مكنيل حكيم شرفيابى از خدمت رفيع حاصل نمود ؛ فقراتى چند كه منظور نظر داشت در حضرت و الا بر طبق عرض گذاشت . وليعهد فلك مهد مشاراليه را به دلايل مسجّل و براهين مدلّل ساكت فرمود و پس از يأس اين مطلب ، ميل به مراجعت نمود . كارداران دولت بهيّهء انگريز را درين باب انديشه زياد شد و به خيالات دور و دراز افتاده ، تدبير كار را آماده آمدند . شجاع الملك ميرزاى افغان ، كه بعد از فوت پدرش تيمور شاه به سبب مقدّمات برادران خود ، فرار اختيار و در سايهء دولت بهيّه انگريز قرار يافته بود و مدّت سى سال گاهى در مملكت انگلتره و گاهى در كشور هندوستان اوقات خود را به اميدوارى صرف مىنمود و راه حرفى به دست آورد و

--> ( 1 ) . ملى و مجلس : « كميل »