ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

904

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

كه از ملزومات منصب جليل ولايت عهد است ، از قبيل شمشير و خنجر و زنّار و كمر و نشان شير و خورشيد مجوهر ، به انضمام يك دست خلعت آفتاب‌طلعت و فرمان قضا جريان مشعر بر رجوع منصب نيابت سلطنت جاويد به رسالت نوّاب صاحبقران ميرزاى فرشته‌منظر به افتخار اميرزادهء مظفّر فرستاده شد و در ساعتى سعيد خلعت مهرطلعت را با اسباب جواهر علامت ، زينت بر و دوش اعتبار ساخته و فرمان همايون چون تاج بر سر نهاده ، زبان گوهر بيان به شكر احسان شهريار زمان برگشود و لحظه بر لحظه بر مراتب سپاس‌گزارى مىافزود . طبق طبق سيم و زر نثار آن محفل مينوفر گرديد و هر تن از حاضرين را بهره و نصيبى رسيد . علما و فضلا و امينان دولت جاويد انتما مراسم تهنيت را ادا ساختند و خطبه‌خوانان دولت به افصح لسانى به خطبه‌خوانى پرداختند . حضرت نايب السلطنة العليّه با هريك از حاضرين آن انجمن - على قدر مراتبهم - التفاتى جداگانه فرموده به اتفاق همان اجماع روى ارادت به خدمت شاهنشاه يگانه نمود . از كلام معجز نظام آن حضرت ، لفظ مبارك مباركباد شنيد و از ظهور اين موهبت عظمى ، شاهد آرزو و كامرانى جاويد را در آغوش كشيد . نسبت به هريك از شاهزادگان اعظم و خادمان حرم محترم ، تعارفات دوستانه كرد و هداياى محبّانه گسيل آورد . چاكران درگاه عرش اشتباه را از اعالى و ادانى مورد التفات و احسانى بىاندازه ساخت و فرق اعتبار هريك را از اعطاى خلاع فاخره به ذروهء سپهر برين برافراخت . رأى عالم‌آراى خسروانى بعد از اتمام اين امر بر آن قرار يافت كه نوّاب نايب السلطنة العليّه به سبب نظم امور آذربايجان و گذرانيدن امر يك كرور وجه خسارت دولت روسيهء بىايمان ، كه از قرار نگارش بر ذمّه گرفته بود ، به آن سامان شتابد و فصول خريف و زمستان را در آن سرزمين از رنج سفر سه ساله آرامى يابد و « 1 » در بهار آتيه با سپاهى آراسته به جهت انجام كار هرات به خراسان رود و در آن ديار ، برهم‌زن بنيان دشمنان بىدين شود . امينان دولت را به تدارك عزيمت آن حضرت مأمور ساخت و حضرت معزىاليه خود نيز به تهيّه كار پرداخت .

--> ( 1 ) . مجلس : - « و »