ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

855

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

پريشان ، بخشيده شد و بساط مطالبات متوجّهات گيلان نيز به همين سبب برچيده آمد . مبلغ چهارصد هزار تومان به سبب وفور ملخ‌خوارگى و ظهور بلاى قحط و اتلاف و تفرقهء مردم به صيغهء تخفيف به دار السلطنهء اصفهان رسد رسيد و هر ملك‌زاده ، مقضىّ المرام و شادكام به مقرّ ايالت خود راجع گرديد . فرامين مرحمت آيين تخفيف وجوهات ديوانى را در هريك از آن ولايات ، بر فراز منابر اسلام خواندند و اهالى هر ناحيت زبان به دعاگويى دولت ابدمدّت گشوده ، به شكرانهء اين مواهب عظمى دامن دامن سيم و زر به عنوان نثار فرمان قضا اثر بر فرق ساكنين هر بوم و بر افشاندند و هم درين سال شدّت برف و سرما در دار الخلافه و ساير بلدان به مرتبه [ اى ] رسيد كه هيچ گوشى در هيچ عهدى نشنيد . از قرار تحقيق در ولايات عتبات عاليات و گرمسيرات و بنادر و عربستانات « 1 » كه هرگز نام برف نشنيده بودند ، به رأى العين مشاهده نمودند . در دار الخلافهء طهران از بدايت ميزان تا نهايت حمل سنهء آتيهء ئيلان‌ئيل ، كه مدّت هفت ماه است ، على الاتّصال هوا سنجابى لباس و زمين كافورى اساس بود و از وفور برف و سرما در بيوتات و بازار و برزن ، احدى [ 474 ] به آسودگى قعود و ورود نمىنمود . در هر خانه و كوچه از انبوهى برف ، گفتى مگر جبل دماوند روييده و سر به عيّوق كشيده است . كوه و وادى ويران و آبادى كلّا يك‌پارچه يخ گرديد و نزول برف ، على وجه التحقيق به هفتاد هشتاد كرّت رسيد . مردم از فراز بام‌ها و روى برف ، در خانهء يكديگر تردّد مىنمودند و در كوچه و بازار ، ميان برف را سوراخ كرده ابواب آمد و رفت ، مىگشودند . ابريق پر از آب در زير كرسى مشحون از آتش ، نصفى آب بود و نصفى منجمد مىنمود . خانه [ اى ] از قديم و جديد نماند كه بوم شوم در آن بوم آيت ويرانى نخواند . معابر هر ولايت ، اعمّ از دور و نزديك ، بسته شد و رشتهء آمد و رفت قوافل از هم گسسته آمد . تسعير اجناس در طهران به مرتبه [ اى ] كشيد كه قرص نانى به نرخ جانى رسيد . اهالى اصفهان و يزد به سبب قحط غلاى آن دو بلد ، در دار الخلافهء طهران جمع بودند و به علّت آن اجماع ، روزبه‌روز بر تسعير اجناس مىافزودند . شاهنشاه دريادل

--> ( 1 ) . ملى و مجلس : « عربستات »