ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
839
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
در ساليان دراز ، انجام هر خدمت مقرّره از جانب اولياى دولت جاويد طراز را مهيّا و آماده باشد تا ملكزادگان اعظم را به منزلهء برادرى خجسته سير آيد و به سبب وفور صداقت و ظهور خدمت ، روزبهروز بر مراتب اعتبار و شوكت بيفزايد . هرگاه هيچيك ازين شقوق دوگانه را به گردن نگيرد و نصيحت ناصح مشفق را در نپذيرد ، منتظر باشد كه عن قريب با همين سپاه ظفر نصيب بر سر هرات خواهيم تاخت و از فيض فضل جناب اقدس الهى و يمن اقبال بىزوال شاهنشاهى ، بنيان شوكت او را زير و زبر خواهيم ساخت . » يار محمد خان افغان از استماع اين فرمايشات غضب اركان ، عنان صبر و شكيبايى را از دست داد و به خيال تدبير كار افتاد و « 1 » بالاخره بعد از گفت و شنيد بسيار ، برحسب امر نوّاب وليعهد نامدار و تصديق آن افغان نابكار ، مقرّر شد كه يك نفر از معتمدين و محارم يار محمد خان به صوب هرات پاى استعجال برگشايد و بعد از اداى تكاليف مقرّره و صدور جواب از كامران ميرزا ، مراتب را عرضه داشت نمايد تا موافق مصلحت دولت ، كارى كه بايد به عمل آيد و فرمايشات صاحبقران معدلتاركان را موقوف و معطّل ننمايد . خلاصه ، معتمد مزبور در اوايل شهر شوّال المكّرم به صوب هرات پاى برگشود [ 466 ] و يار محمد خان به طورى كه بود ، در دربار وليعهد شوكتمدار توقف نمود . چون مدّت دو سال متجاوز بود كه افواج قاهرهء آذربايجانى در سر خدمت و از وطن مهجور بودند ، لهذا كارگزاران حضرت وليعهدى يك فوج خاصّه را نگاهداشته ، بقيه را مرخّص وطن نمودند . نوّاب خسرو ميرزا كه به همراهى ايشان مأمور بود ، مقرّر شد كه در هنگام بهار به جهت يورش به جانب هرات چند فوج ديگر را تدارك ديده [ و ] مباشرين آذربايجان [ را ] روانهء دار الملك خراسان سازند تا به هر خدمت كه مأمور آيند ، بپردازند . بالجمله ، قبل از مراجعت نوّاب نايب السلطنه از تربت حيدريه ، عبد الرحمن بيگ نامى از جانب محمد على خان والى خوقند تركستان به اتفاق قاضى آن سامان به عزم سفارت دربار دولت قاهره به ارض اقدس رسيده ، به جهت انتظار ورود موكب مسعود چند روزى در آن ديار متوقف گرديد . نوّاب اشرف بعد از ورود به آن ارض با عزّ و شرف
--> ( 1 ) . مجلس : - « و »