ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
835
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
اموال محمد خان كلّا در آن بود ، تصرف كرد و اندوختهء موروثى و مكتسبى او را كه فزون از حوصلهء اوهام مىنمود ، به حيطهء ضبط و ربط درآورد . حكومت ولايات تربت و برسن « 1 » و كدكن و محولات و سرجام ، به سهراب خان غلام پيشخدمتباشى مرحمت شد و اختيار كار ابراهيم خان هزاره و ولايات جام و باخرز نيز از راه حزم و احتياط ، به مشار اليه عنايت آمد . مصطفى قلى خان سركردهء هزارهء سمنانى را كه خدمات شايان در آن سفر كرده بود ، قرين التفاتى كامل نموده با جانبازان سمنان و دامغان مرخّص فرمود . جناب محمد حسين خان سالاربار را هم كه در ارض اقدس توقف داشت ، احضار كرده معزىاليه پس از بروز تفقّدات سركار وليعهدى ، مقضىّ المرام مرخّص گشته روى سعادت به دار الخلافهء طهران آورد . بعد از انتظام كار آن [ 464 ] ولايات و مرخّصى حضرات ، برادران محمد خان را از حبس برآورده و خود مشاراليه را محبوسا با خود برداشته عازم ارض فيض قرين گرديد و در اواسط شهر شعبان المعظمّ به آن مكان سعادت تضمين رسيد . محمّد خان قرائى را در ارك مشهد مقدّس با رضا قلى خان ايلخانى محبوسا همخانه و همزانو داشتند و كارگزاران آن سركار شوكتمدار برحسب امر وليعهد مروّتشعار ، شبان و روزان همّت بر مرمّت احوال ايشان گماشتند . مژدهء فتح قلعهء تربت و گرفتارى خان خيانتآيت در اواخر شهر شعبان المعظّم در دار الخلافهء طهران به عرض شاهنشاه اعظم رسيد و ضمير منير همايون از تدابير صائبهء فرزند كامران بغايت شادمان گرديد . تاريخ فتح قلعهء تربت از كلك مؤلف ارادت آيت تراويد و يادگار را در اين صحيفه ثبت گرديد . لمؤلفه : حاكم تربت يك چند محمد خان بود * با غلامان در شه به صداقت انباز نفس امّاره بزد راه مر او را و نمود * طاير صدق وى از بام ارادت پرواز باب آن قلعهء محكم به جهان بست و نشست * تا چه زايد پس ازين از فلك شعبدهباز
--> ( 1 ) . احتمالا بردسكن