ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
823
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
كه : هرگاه سلامتى خود و اهل و عيال و اهالى قلعه را طالبى ، سرقدم ساخته به اردوى و الا خرام ، و الّا مستعد بلا باش و السلام ! جناب قائممقام نيز ميرزا على ولد اصغر خود را كه از جان شيرين عزيزتر داشتى ، از فرط رعايت احترام به جهت رسانيدن اين پيغام نزد او فرستاد و رضا قلى خان پيغامات مصلحين خيرانديش را سمع قبول برگشاد . چون دست خود را از هرگونه چاره بريده يافت ، لهذا لاعلاج شمشير بر گردن اندخته به اتفاق ميرزا على مزبور به معسكر فيروزى ، اثر سركار و الا شتافت . ذكر افتتاح قلعهء خبوشان و ورود نوّاب وليعهدى به آن قلعهء رفيع الشأن و انتظام امور آن سامان و مراجعت به ارض فيضبنيان و اوضاع اتفاقيهء در آن عهد و اوان بعد از خروج رضا قلى خان از قلعهء خبوشان ، ميرزا على ولد ارجمند قائممقام ، آن گمراه وادى ظلام را دليل شد و او را با هزاران اميد به اردوى ظفر تبجيل آورده از گرد راه به چادر جناب قائممقام پناه برد و وجود خويش را به دست شحنهء انصاف شاهزادهء اسلاميان پناه سپرد . قائممقام برحسب امر و الا به حضور پرنور اشرفش دلالت نمود و در اوّل وهله « 1 » از ظهور التفات سركار وليعهدى بر مراتب اعتبار افزود . قراولان احترام ، حسب الامر شاهزادهء خورشيد غلام بر دور او جمع شدند و بزم محافظتش را پروانهء شمع آمدند . روز چهارشنبه نهم شهر ربيع الثانى كه فرداى آن روز سعادت مبانى بود ، نوّاب اشرف به عزم استحمام به شهر خبوشان نزول اجلال فرمود . حضرت منيت درّ جهان خانم ، زوجهء رضا قلى خان كه صبيّهء نجف قلى خان شادلوست ، موازى يك دست ملبوس تيرمه و ده طاقه شال كشميرى و ده رأس اسب و سى نفر شتر در سر حمّام پيشكش نمود
--> ( 1 ) . ملى و مجلس : « وحله »