ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

817

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

خلاصه ، در روز شنبه هشتم صفر المظفر ، رأى مبارك اشرف به يورش قلعه تعلّق يافت و يوسف خان گرجى امير توپخانه به انجام خدمت پرداخت . چند روز متوالى نقّابان چابك‌دست از اطراف قلعه به كار نقب و مورچل مشغول شدند و سربازان زبردست به ترتيب سيبه و سنگر عامل آمدند . قلعه‌گيان دو دفعه از صداى تيشه و كلنگ نقب را يافتند و از اندرون برج و باره سوراخ‌ها كرده ، آن نقب‌ها را شكافتند . توپچيان چابك‌دست سنگر خود را تا كنار خندق بردند و شاه برجى از سمت جنوب را كه در برابر بود ، به نظر درآوردند و نقب را تا زير برج برده از باروت انباشته كردند . در روز شنبه نوزدهم شهر صفر المظفّر ، طالع فيروزى مطالع شهريارى مدد كرد و توپچيان آتش‌فشان نقب متعلقهء به خود را كه به زير شاه برج برده بودند ، آتش زده ، زور باروت آن برج را از ريشه برآورده ، نصف آن در خندق فرو ريخت و گرد از دودمان قلعه‌گيان برانگيخت . سربازان و توپچيان چابك‌دستى كرده پشته‌هاى علف خشك و ترى كه به جهت چنين روز جمع آورده بودند ، به فراز خاكى كه از برج در خندق فرو ريخته بود ، ريختند و آن خندق عميق را با زمين هموار كرده رشتهء قرار قلعه‌گيان را گسيختند . يوسف خان امير توپخانه ، سى نفر سرباز را منتخب ساخت و برحسب امر و الا معادل سيصد باجاقلو « 1 » به انعام آن‌ها داده به كار يورش چهار برج پرداخت . سربازان مزبوره در لمحه [ اى ] از خندق گذشتند و از آن برج مخروبه صعود كرده ، بر فراز آن نازل گشتند . يوسف خان با كمال تهوّر خود را بر فراز مردرو قلعه رسانيد و سربازان اطراف را از ظهور اين جلادت در كار يورش جرى گردانيد . از بيرون و اندرون قلعه شور روز رستاخيز برپا شد و دود توپ و تفنگ و شمخال برفراز گنبد مينا . در هنگامى كه يوسف خان امير توپخانه مشغول تعليم سربازان و توپچيان بود ، ناگاه گلولهء شمخالى از برجى ديگر بر پيشانى او خورده ، در همان لحظه روى به سرايى ديگر نمود . سى نفر سربازى كه بر فراز شاه برج بودند به هيچوجه اضطرابى نكرده بر جاى خود توقف نمودند . سربازان از وقوع قضيهء قتل يوسف خان دست از جنگ برداشتند و روى به باز

--> ( 1 ) . باجاقلو / باجاغلو / باج اوقلو / باجغلو : نوعى از مسكوكات طلا در حكومت عثمانى .