ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

814

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

قصبهء بافق به اتفاق ده دوازده نفر از متعلقان خود از راه بيابان عازم هرات شده ، فى ما بين راه قاين و هرات گرفتار سارقين اويماقات آن صفحات آمد . اموالى كه از جواهر و نقد به همراه داشت ، همه را در راه مخالفت دولت خداداد گذاشت و لاعلاج همّت بر مراجعت قاين گماشت . امير اسد الله خان ، نظر به اصالت و فتوّت ذاتى ، به مرمّت حالش پرداخت و در هنگام عزيمت ارض اقدس مشار اليه را به اتفاق خود گسيل ساخت . نوّاب نايب السلطنه بنابر شفاعت خان مذكور از جرايم او درگذشت و در اندك زمانى از فرط چاپلوسى و نكته‌دانى مورد انواع احترام و كامرانى [ واقع شد ] . خلاصه ، محمد خان قرائى هم برحسب احضار در روز سه‌شنبه يازدهم شهر ذى قعدة الحرام به آستان و الا مشرّف گرديد و از وفور تفقّدات گوناگون به اعلى مدارج عزّ و شرف رسيد . يك‌نفر از ولدان او به رتبهء مصاهرت نامزد آمد و يك صبيّهء محترمه‌اش نيز مخطوبهء يكى از اميرزادگان آسمان‌مسند شد . در باب سفر هرات و پرداختن به كار خوانين ضلالت آيات ، ترديدات و تشكيكات در ميان بود ، تا بالاخره انامل فيض شامل ضمير منير نوّاب اشرف ، عقده ازين كار مشكل برگشود . قرار كار بر اين شد كه از ابتدا ، صيت عزيمت هرات را در ميان خاص و عام دراندازند و پس از آن على الغفله به اضمحلال اكراد بدنژاد پردازند . چون يار محمد خان افغان ملقب به امين الدوله وزير كامران ميرزاى والى هرات در آن اوقات در غوريان و به كار انتظام آن ولايت و استحكام قلعه ، كه در محال كوسويه و از مستحدثات اوست ، مشغول بود ، لهذا در باب اظهار تكاليف چند كه منظور نظر وليعهد سعادت پيوند بود ، حضرت ميرزا محمد على آشتيانى مستوفى خود را با احكامات مقرّره روانهء غوريان فرمود . بعد از ملاقات يار محمد خان و گفت و شنيد فراوان معلوم شد كه ، آن افغان تيره‌روز را از فرط غرور سر خدمت نيست ، سهل است كه با كمال خاطر جمعى از استيلاى آقاى خويش ، واسطهء كار رضا قلى خان ايلخانى است . ميرزا قريش نامى را به همراهى ميرزا محمد على مزبور به دربار و الا [ 453 ] گسيل ساخت و خود با جمعيتى كامل به عزم اعانت رضا قلى خان مزبور در قلعهء غوريان به توقف پرداخت . بعد از ورود ايشان به ارض اقدس و اطلاع سركار و الا از پيغامات آن خرس اخرس ، ميرزا قريش مزبور مأمور به توقف