ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
812
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
ولايت خيالى [ است ] باطل ؛ از ابتدا به دفع دشمن كوشند و در صورت غلبه پس از آن به طلب ولايت بر خروشند . نوّاب محمد حسين ميرزا نيز از مقابلهء نوّاب محمد تقى ميرزا ، گذشته عازم تسخير بروجرد گشته بود ، لهذا حضرت حسام السلطنه در روز جمعهء دويم شهر محرم الحرام سنهء يك هزار و دويست و چهل و هشت از دور خرّمآباد برخاسته روى همّت به مقابلهء نوّاب حشمت الدوله نمود . چون اميرزاده ، ابو الفتح ميرزا قراولى لشكر پدر والاگهر را داشت ، لهذا با قراول قشون حشمت الدوله در عرض راه برخورده ، لشكر حشمت روى به هزيمت گذاشت و ما صدق حديث شريف : « الأسماء تنزل من السّماء » همّت بر بروز ما صدق گماشت . كوتاهى سخن در روز دوشنبه دوازدهم شهر محرم الحرام سنهء مزبوره ، محمد تقى ميرزا و محمد حسين ميرزا را در محل مرند پيرزاد ، كه فىمابين خاك خاوه و هرسين لرستان است ، مقابله دست داد . اوّل وهله « 1 » لشكر كرمانشاهان را فى الجمله صدمه [ اى ] اتفّاق افتاد . از اينكه طايفهء بيرانوند از جملهء ايلات لرستان و به سبب سكناى ايشان در ولايت سيلاخور ، نوّاب محمد تقى ميرزا آنها را از روى اكراه و اجبار با خود آورده بود ، لهذا در بين دعوا از صفوف حسامى جداشده روى برتافتند . جمعيّت حسام السلطنه از حركت طايفهء بيرانوند روى به هزيمت گذاشتند و خيول كرمانشاهانى در تعاقب ايشان راه بروجرد برداشتند . خسارت اين دعوا بر خسارت سابق سركار حسام السلطنه افزود و نوّاب حشمت الدوله تا سامان بروجرد رفته شهر را محاصره نمود . كيفيت اين خبر در روز جمعهء شانزدهم شهر محرم الحرام در دار الخلافهء طهران به عرض شهريار زمان رسيد و درياى غضب قيامت لهب را نوبت تلاطم گرديد ؛ فىالفور اميركبير نامدار غلامحسين خان سپهدار عراق را با احكامات لازمه و شش هزار جمعيت از سرباز عراقى به منع نوّاب حشمت الدوله از محاصرهء بروجرد مأمور فرمود و ضبط ولايت سركار محمد تقى ميرزا را على العجاله به سپهدار جليل الاقتدار محوّل نمود . نوّاب محمد تقى ميرزا را با اميرزادگان به ركاب [ 452 ] فيروزىمآب احضار كرد و
--> ( 1 ) . ملى و مجلس : « وحله »