ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
807
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
ايلچى سابق نيز درين فقره ناگزير ، لهذا هنرى ولك مزبور ، مستعدّ السفاره بود و هر تن از غريب و بومى ، سفارت او را بعد از ايلچى مظنّه مىنمود . بالجمله ، از تأثيرات قضا و تدبيرات قدر ، جان مكدانلد سفير را در دار السلطنهء تبريز ناخوشى صعبى دست داد و در بدايت اين سال نيكومآل ، روى به سفارت عالمى ديگر نهاد . كارپردازان نوّاب نايب السلطنه به آيين دين مسيحى و تقويت ارامنهء آن ولايت ، نعش او را به قانون دين مسيحى مدفون ساختند و به عرض فقرات مزبوره پرداختند . كاغذى به خط و مهر ايلچى متوّفى در نزد مستر كمبل « 1 » نايب دويم او ابراز شد كه مشار اليه را بعد از خود ، ايلچى كرده و مطلقا نامى از هنرى ولك به ميان نياورده است . هنرى ولك ازين معنى آشفتهخاطر گشت و عازم مملكت انگلتره [ 449 ] گشته از وكالت و نيابت و سفارت كلّا درگذشت . امناى دولت بهيهء انگريز نيز وصيّت ايلچى متوفّى را ممضى داشتند و به امضاى سفارت مستر كمبل نامه [ اى ] به مهر پادشاه ذىجاه خود نگاشتند . بعد از وصول نامهء مزبور به دار السلطنهء تبريز ، مستر كمبل سفير جديد به اتفاق جان مكنيل حكيم ، كه اكنون نايب اوّل است و طبابت ايلچى به ديگرى محوّل ، عازم دار الخلافهء طهران [ شد ] و ميرزا محمد على شيرازى برادرزادهء حاجى ميرزا ابو الحسن خان كه خدمت دار الانشاى امور دولت خارجه به او موكول است ، برحسب امر اعلى به عزم استقبال ايلچى تا دار السلطنهء قزوين روان گرديد و بعد از آنكه قرب ايشان به دار الخلافهء طهران به عرض داراى جهان رسيد ، در روز ورود ايشان ، امان الله خان افشار ادخلو و سليمان خان افشار قاسملوى همشيرزادهء او ، كه يكى غلام پيشخدمت خاص بل اخصّ و ديگرى سركردهء هزارهء افشار است ، برحسب امر صاحبقران تاجدار به استقبال او شتافتند و ايلچى و همراهان به احترامى تمام وارد گشته ، در عمارت متعلّقه اقامت يافتند . فرداى آن روز ، اين بندهء مدحتگزار « 2 » و ميرزا محمد تقى نورى و ميرزا محمد رفيع آشتيانى مستوفيان ديوان اعلى به ديدن او مأمور شديم و از فقرات توجّهات خاطر « 3 » ملوكانه سخنگزار « 4 » آمديم . پس از
--> ( 1 ) . ملى و مجلس : « كميل » ( 2 ) . ملى و مجلس : « مدحتگذار » ( 3 ) . ملى : « خواطر » ( 4 ) . ملى و مجلس : « سخنگذار »