ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

796

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

و محمد خان قرائى را اگر همه در جوف سنگ يا تك دريا يا فوق هوا رفته باشند ، به دست آورد و پس از گرفتارى ، آنها را زنده با خود برداشته ، راه درگاه فلك‌جاه را به تعجيل در سپرد ، زيرا كه آن مفسد يزدى به علاوهء اقدام در چنان جنايتى با ولىنعمت خويش ، باعث فتنهء جميع مرز ايران شد و از اسير فروشى آن دو مردود بىدين خراسانى نيز ، شورشى در بلاد ايران و توران افتاد . به حكم شريعت غرّا ، خون اين سه مباح است و هريك از ايشان در مرحلهء بىدينى مقلّد پيشواى تبريزيان ، ميرفتّاح . حضرت وليعهد نامدار وقوع اين واقعات را موقوف به خواست خداوند بىچون و قوّت طالع همايون نمود و يارى از حضرت بارى و بخت‌بلند حضرت شهريارى خواسته پاى عزيمت برگشود . سه روز در دار السلطنهء اصفهان توقف كرد و پس از آن روى همّت به راه آورد . از راه كاشان به ورامين رى شتافت و در آن منزل چند روزى اقامت يافت . در منازل عرض راه ، جانبازان سمنانى و دامغانى و فوجى از سواران اوصانلوى افشار ساكن محال مازندران و خوار « 1 » به موكب ظفرعنانش پيوستند و دل بر خدمت و جان‌فشانى بستند . ذكر ورود موكب نوّاب وليعهد زمان به صفحات خراسان و فتح قلعهء سلطان ميدان و ساير اوضاع اتّفاقيّه در آن اوان بعد از ورود موكب سركار وليعهدى به ولايت سبزوار ، امور آن‌جا را از هر رهگذر نظمى سزاوار داد و نوّاب اميرزاده قهرمان ميرزا و محمد رضا خان فراهانى خويش قائم مقام را در آن ولايت به ايالت و وزارت نهاد . از قرارى كه ذكر شد ، در بدايت والىگرى نوّاب احمد على ميرزا در خراسان ، رضا قلى خان زعفرانلو قلعهء نيشابور را كه در تصرّف داشت ، علىرغم محمد خان قرائى به كاركنان نوّاب شاهزاده واگذاشت و بلوك سر ولايت نيشابور را به سبب قرب به [ 444 ] خبوشان ، خود تصرّف كرد و جمعى از سواره و

--> ( 1 ) . ملى و مجلس : « خار » .