ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

772

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

چنان اقتضا كرد كه حضرت وليعهد جاويدمبانى با جمعيّت آذربايجانى به دار الخلافهء طهران گرايد و قبل از مرخّصى به صوب خراسان ، در ابتدا به استخلاص قلعهء يزد پنجه گشايد . در فصلى كه از سورت سرما ، خون‌ها در عروق منجمد شدى و پيك خيال از واهمهء برودت ، از شهربند خاطر بيرون نيامدى ، همّت شاهنشاه ستاره سپاه ، وليعهد سيّاره دستگاه را با ده هزار نفر سرباز صاعقه انباز و بيست و پنج عراده توپ برق‌گداز و ساير آلات و ادوات حرب از دار الارشاد اردبيل حركت داد و در آخر شهر رجب المرجّب سنهء يك هزار و دويست و چهل و شش روى سعادت به تقبيل آستان راستان‌نواز نهاد . در قصبهء زنجان ، نوّاب اميرزادهء اعظم محمد ميرزا را با سرباز و توپخانه از [ 432 ] راه ساوه روانهء بلدهء طيّبهء قم فرمود و خود با جناب ميرزا ابو القاسم قائم‌مقام و معدودى از خاصّان ارادت فرجام از راه دار السلطنهء قزوين به دار الخلافهء طهران پاى استعجال برگشود . در روز پنجشنبه دوازدهم شهر شعبان المعظّم شرف از تقبيل سدّهء سنّيهء اعلى يافت و پس از اطلاع از مكنونات ضمير منير همايون كه يكى از آن ، روانه داشتن نوّاب شجاع السلطنه به طهران بود ، در روز سه‌شنبه بيست و چهارم شهر مزبور به عزيمت استخلاص قلعهء دار العباده شتافت و در منزل عقدا عبد الرضا خان بيگلربيگى با جميع برادران و برادرزادگان و اشراف و اعيان شمشير بر گردن و مصاحف بر دست پيمان‌شكن شرفياب ركاب سركار وليعهد شيراوژن شدند و مورد تفقّدات نايب السلطنهء زمان « 1 » آمدند . روز دوشنبه ششم شهر شوال المكرّم كه روز سعادت‌اندوز نوروز فيروز بود ، نوّاب نايب السلطنه از ورود به دار العبادهء يزد اهالى ، آن سامان را مورد مباهاتى بىغايات « 2 » فرمود . شعر : مبارك منزلى كان خانه را ماهى چنين باشد * همايون كشورى كان عرصه را شاهى چنين باشد

--> ( 1 ) . ملى و مجلس : « زمَن » ( 2 ) . ملى : « مغايات »