ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

768

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

سنهء يك هزار و دويست و چهل و شش وارد درگاه دولت گشتند و به سبب تعيين منزلى مرغوب و ظهور التفاتى مطلوب از اعلى مدارج مباهات درگذشتند . در يوم سيم شهر مذكور با سه زنجير فيل و سى طاقه شال كشمير در ديوانخانهء خلافت ، هنگام سلام عام ، به زيارت پيشگاه حضور معدلت دستور فايض شدند و بعد از عرض عريضه و گذراندن پيشكش ارادت فريضه ، مخاطب به خطاب با صواب شاهنشاه مالك رقاب آمدند . از قرار تقرير ميرزا محمد على سفير ، سفر ايشان از حيدرآباد سند الى دار الخلافهء بىنظير ، يازده ماه طول كشيده بود و پيلان كوه پيكر به سبب طول سفر و قلّت آذوقه در آن بوم و بر قدرى لاغر مىنمود . يكى از آن سه زنجير فيل [ كه ] از فرط درشتى و تنومندى گفتى كوهى است سيّار و نهنگى است پيل‌كردار ، حمل هودج زرّين همايون اقدس را نامزد گرديد و پيل‌بان‌باشى ركاب ظفرمآب ، فربهى آن را چهل روزه متعهد آمد ؛ پس از فربهى آدم‌خوار شد و حكمت لاغرى آن آشكار گرديد . بالاخره يك نفر از پيل‌بانان [ را ] كه به خدمت آن معيّن بود ، از ضرب دندان بكشت و خودش نيز برحسب امر اعلى كشته گشت . بالجمله ، مطلب والى سند ، يكى شكايت از تعرّضات رنجيد سنكه « 1 » كه والى كشمير است ، به عرض رسيد و ديگرى به سياق قزلباشيهء كابل او نيز مستدعى تعيين يكى از نوّاب شاهزادگان به ولايت كابل گرديد كه شايد به اين وسيله اهالى سند از تعرّض كشميريان آسوده آيند و از اين پس [ 430 ] زياده از سابق به وادى صداقت و خدمت گرايند . مطلب ديگر در باب مصاهرت حضرت اعلى داشت و در نزد امينان دولت قاهره بر طبق عرض گذاشت . امناى حضرت او را به دلايل مسجّله مجاب فرمودند و در اظهار اين مطلب لب نگشودند . [ مصرا ] ع : تو سياه كم‌بها بين كه چه در دماغ دارد امناى دولت جاويد آيت ، حصول مطالب را موقوف به وقت فرصت نمودند و نظر على خان قاجار قزوينى نايب ايشيك آقاسىباشى ديوان اعلى را ، كه مردى معقول و

--> ( 1 ) . روضة الصفاى ناصرى : « رنجيد سنكه » ؛ ناسخ التواريخ : « رنجيد سنكه » ؛ اكسير التواريخ : « رنجيد سيئنگ » .