ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

744

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

سر منزل بىهوشى بردند . ابراهيم خان ناظر كه صلبا خلف حاجى محمد حسين خان اصفهانى صدراعظم و بطنا نبيرهء حاجى ابراهيم خان شيرازى اعتماد الدوله ديوان قدر توأم است و از شرف مصاهرت داراى زمان بىنهايت محترم ، از آن غذا صرف نمود و مثل ديگران پا به وادى اغما گشود . ميرزا محمد حسين اصفهانى حكيم‌باشى چنين يافت كه ، سمّى نقيع ممزوج به مطبوخ كرده‌اند و چون قليل بوده ، اشخاصى كه خورده‌اند نمرده‌اند ؛ ولى از قرارى كه به تحقيق پيوست ، طبخ مزبور را دوشينه در منزل سراب بهرام كرده و شاگرد طبّاخان كارخانهء همايون ، اهتمامى در آب آن به عمل نياورده‌اند . در حوالى كارخانهء مباركه چشمه [ اى ] بوده به سمّيت آب معروف و در السنه و افواه به اين صفت موصوف ؛ چون مباشرين كارخانه را اطلاعى از آن نبوده ، خبطى نموده‌اند . بالجمله ، نوّاب حسين على ميرزاى فرمانفرماى مملكت فارس در منزل فهليان با انواع نوازشات شامله از ركاب ظفرمآب رخصت يافته ، مراجعت نمود . على الصباح به عزم سراب سياه برپاى خاستند و در عرض راه ، شاه و سپاه از صيد درّاج و تيهو هنگامه‌ها آراستند . گفتى مگر قطعهء مرزى از بهشت در آن عرصهء مينو سرشت افتاده كه از وفور سبزه و رياحين صحرا و طراوت آب و هوا آبروى ارم را بر باد داده است . سراپردهء خلافت را برفراز پشته [ اى ] بلند زدند و جميع شاهزادگان و امرا و سپاه چون هاله به گرد ماه محيط آمدند . از ابتداى شام تا هنگام بام ، ناودان رحمت الهى على الدوام در ريزش بود و زمان زمان ، طغيان ريزش افزايش مىنمود . هنگام بام كه به عزم ركوب ديده باز كردند ، عرصهء آن هامون را چون دريايى پر از آب به نظر درآوردند . رودى عظيم معروف به سنگ‌شير ، در يك فرسخى آن منزل ، عبور را جاهل بود و بغايت خطرناك و هائل مىنمود . به سبب قلّت نان و كثرت آب ، نه جاى درنگ بود نه پاى آهنگ . شهريار دريادل بر پاره [ اى ] دريا شكاف برنشست و با عزمى ملوكانه به عبور از آن رودخانه همّت [ 420 ] بربست . از اتفاقات حسنه ، ازين رودخانه ، بهتر از رودهاى سابق بىكلك و هلك گذشتند و