ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

732

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

و محمد زكى خان دو برادر ميرزا اسد اللّه به نيابت سركردگى و خدمت غلام پيشخدمتى روانهء آن حدود و ثغور شدند . جماعت مذكوره مدّت سى سال صحيح در آن ولايت مسكن داشتند و همّت بر انجام خدمات آن مملكت برمىگماشتند . نصر اللّه خان برادر اكبر چندان دوامى نكرد [ و ] در بدايت كار روى به ديار آخرت آورد . محمد زكى خان به سبب رشادتى كه داشت رفته رفته در حضرت شاهزاده ، رايت اجلال برافراشت . با دو طايفهء حاجى محمد ابراهيم خان اعتماد الدولهء سابق و ميرزا محمد ابراهيم كلانتر لاحق وصلت كرد و در اندك زمانى از فرط صداقت و جانفشانى به منصب سردارى آن ملك سرافراز گشته ، در آن ديار نام برآورد . جميع وزراى فارس كه متدرّجا منصوب مىگشتند به جهت « 1 » وفور التفات نوّاب شاهزاده به مشار اليه محتاج بودند و به سبب پاره [ اى ] مواد در وزارت دوامى نمىنمودند . بالاخره شرف از مصاهرت داراى زمان يافت و نوّاب مهد عليا همشيرهء حضرت فرمانفرما را به جهت خود خطبه كرد و « 2 » برحسب امر اعلى [ 413 ] بر مسند وزارت آن مملكت شتافت . آن مخدّرهء معظّمه نيز ، نظر به وفور كمال و تميز ، از شاهنشاه معدلت‌آميز ، ملقّبه به همدم السلطان شده و جوهر رشادت و كمال او ورد زبان عالميان آمد . چون در مدت سى سال ايّام جلالت جماعت نوريه ، ميان ايشان و اهل شيراز به جهت وقوع نزاع و جدال جاهلانه چند نفر مقتول گرديده بودند ، لهذا هموارهء اوقات يكديگر را به خونخواهى نظر مىنمودند . بالاخره كار به جايى رسيد كه طرفين ، روزان و شبان در كوچه و بازار ، قاصد جان يكديگر گشتندى و به سبب وفور عصبيّت از جان و مال گذشتندى . اهالى آن مملكت از تعدّيّات آن طايفه به جوش آمدند و در حضرت فرمانفرما ، مباشر ناله و خروش شدند . مصلحين خيرانديش و عاملين مصلحت كيش چاره را در اخراج آن طايفه ديدند و برحسب امر و الا عامل اين عمل گرديدند . محمد زكى خان نيز به همين سبب از وزارت معزول و در زاويهء عزلت مغضوب گشت و ميرزا محمد على شيرازى سر رشته‌دار سابق ، كه سيّدى با نسب و عالمى با حسب بود ، به وزارت منصوب آمد .

--> ( 1 ) . ملى : « به سبب » ( 2 ) . مجلس : « كرده »