عبد الحسين نوايى
302
رجال كتاب حبيب السير ( فارسى )
سيورغالداران به تمام مبلغ بيست هزار تنگچه جهت پيشكش خاصهء خان فرود آورند و پانزده هزار تنگچه مولانا عبد الرحيم را خدمت كنند . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 358 ) القصه ، چون تسخير دار الملك خراسان محمد خان را ميسر گشت ، سادات و مشايخ و قضات و علما و ساير ارباب عمايم را طوعا او كرها در سرانجام مهام خود رجوع به مولانا عبد الرحيم مىبايست نمود و جناب مولوى در مرتبهء اول ، چنان كه مذكور شد ، پانزده هزار تنگچهء يك مثقالى از آن جماعت طمع كرد آن وجه را به حصول موصول گردانيد ، بعد از آن هركس از وى التماس مهمى مىنمود مبلغى ديگر طلب مىفرمود و مشكلترين امور كه در آن اوان جمهور طوايف انام را پيش آمد آن بود كه نسيان بر طبيعت مولانا عبد الرحيم به مثابهاى غلبه داشت كه اگر فى المثل عزيزى ده روز متعاقب او را ملازمت كردى و هر روز تحفهء لايق و تبرّكى مناسب به نظرش آوردى در روز يازدهم چون او را ديدى باز پرسيدى كه وى چه كس است ، و مولانا عبد الرحيم در اوايل حال شيخ الاسلام را فى الجمله تعظيم كرده جهت ساير اكابر قيام نمىنمود ، اما چون آن زمره در مجلس خانى آغاز آمد شد فرموده راه سخن يافتند نسبت به همهء ايشان فراخور قدر و منزلتى كه داشتند شرايط تعظيم بهجاى آورده مناصب مناسب جهت هريك تعيين كرد و به مقتضاى اشارت خانى از جناب شيخ الاسلامى التماس نمود كه به دستور ايام سابقه منصب موروثى خود را قبول نمايند و امر جليل القدر نقابت را به امير نظام الدين عبد القادر تفويض فرمود و اقضى القضايى ممالك خراسان را علاوهء آن منصب گردانيد و قاضى اختيار الدين حسن و قاضى صدر الدين محمد الامامى را نيز به قاعدهء استمرار متصدى فيصل قضاياى شرعيه ساخت و امر احتساب را بلاشركت غيرى به سيد صدر الدين يونس مفوض داشت و تدريس مدارس خاقان منصور را به امير برهان الدين عطاء اللّه و سيد صدر الدين ابراهيم و سيد زين العابدين مرتاض و خواجه عماد الدين عبد العزيز ابهرى متعلق گردانيد و رقم عزل بر صحيفهء احوال ديگر مدرسان كه در زمان واقف منصوب گشته بودند كشيد . . . الخ . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 361 )