عبد الحسين نوايى

299

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى )

اى فلك آهسته رو كارى نه آسان كرده‌اى * ملك ايران را به مرگ شاه ويران كرده‌اى آسمانى را فرو آورده‌اى از اوج خويش * بر زمين افكنده و با خاك يكسان كرده‌اى آفتابى را كه خلق عالمش در سايه بود * زير مشت گل به صد خواريش پنهان كرده‌اى نيست كارى مختصر گر با حقيقت مىروى * قصد خون و مال و عرض صد مسلمان كرده‌اى زين مصيبت در زمين واقع نگشت از دور تو * آسمانا زان زمان كاغاز دوران كرده‌اى روزگارا روزگار دولت سلطان اويس * ياد كن وان بر خلايق رحمت سلطان اويس و سلطان حسين هم در آن ايام كه پدرش وفات يافت به اتفاق امرا و اركان دولت در دار الملك تبريز قدم بر مسند سلطنت نهاد و خواجه سلمان قصيده‌اى در غايت بلاغت در باب تهنيت جلوس نظم كرده سه بيت از آن ضبط افتاد : اى در پناه چترت خورشيد پادشاهى * محكوم امر و نهيت از ماه تا به ماهى هم ملك تست ايمن از صدمت تزلزل * هم دور تست فارغ از وصمت تباهى از راى تست عالى رايات كامكارى * در شأن تست منزل آيات پادشاهى ناصر الدين منشى كرمانى و خواجه منتجب الدين [ وزير حجاج سلطان و تركان خاتون ] را پسرى بود ناصر الدين نام ، تاريخ كرمان كه به نام ايسن قتلغ نوشته شده « 1 » ، تصنيف ناصر الدين است .

--> ( 1 ) . همان كتاب سمط العلى للحضرة العلياء كه ذيل عقد العلى است .