عبد الحسين نوايى

288

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى )

امير محمد ولد امير تاج الدين على است كه در سلك اعاظم نقباى روضهء رضويه انتظام داشت و امير محمد به محاسن آداب و مكارم اخلاق موصوف است و در اين اوقات به منصب قضاى ولايت طوس و مشهد مقدسه منصوب گشته و در تمشيت آن امر شرايط امانت و ديانت به‌جاى مىآورد . امير نظام الدين عبد الحى استرآبادى پدر بزرگوارش سيد عبد الوهاب ، در مملكت جرجان از جملهء اعاظم سادات عاليجناب بود و مدتى مديد به منصب قضا و احتساب منصوب گشته در فيصل قضايا و انتظام امور برايا اهتمام مىنمود ، و امير عبد الحى در شهور سنهء اثنى و تسعين و ثمانمايه از بلدهء استرآباد به دار السلطنهء هرات خراميد و همگى اوقات خجسته ساعات را به تحصيل علوم عقلى و نقلى مصروف داشت و به واسطهء جودت ذهن و حدّت طبع به اندك زمانى قصب السبق از امثال و اقران ربوده رايت مهارت در فنون محسوس و مفهوم برافراشت ؛ لاجرم منظورنظر عاطفت اركان دولت خاقان منصور شده در مدرسهء مهد عليا گوهرشاد آغا به منصب تدريس منصوب گشت و كما ينبغى به لوازم افاده مشغولى مىنمود ، تا وقتى كه ماهچهء لواى كشورگشاى شاهى ، بلدان خراسان را تسخير فرمود ؛ آنگاه بيشتر از پيشتر تربيت و رعايت يافت و آفتاب انعام و احسان حكام خراسان بر وجنات احوال اقبال مآبش تافت و در وقتى كه حضرت سيادت منقبت ، سعيد شهيد ، امير غياث الدين محمد بن امير يوسف ، از منصب قضا استعفا جست ، آن جناب متعهد فيصل قضاياى شرعيه شده چند سال در كمال استقلال به مراسم آن امر خطير پرداخت و اكنون حضرتش در غايت اعزاز و احترام هم در دار السلطنهء هرات مقام و آرام دارد و همواره خاطر ستوده مآثر بر نشر مسايل دينيه و اظهار خفيات معارف يقينيه مىگمارد و بىشائبهء تكلف و غائلهء تصلف در اين روزگار امير عبد الحى به مزيد علم و دانش بر اكثر صناديد خراسان فايق است و قلم فصاحت بيان و زبان بلاغت نشانش مظهر انوار حقايق و دقايق نقوش مباحث و اصناف علوم بر لوح ضمير منيرش مرتسم و امور فتاوى و قضاياى شرعيه به يمن توجه خاطر خطيرش منتظم .