عبد الحسين نوايى

282

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى )

درويش دهكى از ولايت قزوين بود و در بدايت حال به صنعت خشت مالى مشغولى مىنمود . جودت نظمش به مرتبه‌اى است كه امير نظام الدين عليشير در مجالس النفائس مرقوم قلم لطايف رقم گردانيده كه تا مرا به حال شعرا شعور واقع است از جانب عراق بهتر از اشعار مولانا درويش نظمى نشنيده‌ام . اين مطلع از رشحات كلك بلاغت نظام اوست كه : خواب ديدم در هوا شاهين او صيدى ربود * چون شدم بيدار مرغ دل به جاى خود نبود ( جزو 4 ، ج 3 ، ص 115 ) مولانا شهيدى در سلك شعراى بلدهء قم انتظام داشت و مزاجش به هزل و مزاح بغايت راغب بود و در بديهه ابيات نيكو نظم مىنمود . اين مطلع از نتايج طبع اوست : بيا اى عشق ، آتش زن دل افسردهء ما را * به نور خويش روشن كن چراغ مردهء ما را ( جزو 4 ، ج 3 ، ص 115 ) مولانا شمس الدين محمد خفرى در سلك اعاظم علما و اتقياى بلدهء فارس انتظام دارد و در اين اوقات در بلدهء كاشان ساكن بوده پيوسته همت عالى نهمت بر افادهء علوم مىگمارد و در اوايل اين سال ، يعنى سنهء ثلثين و تسعمايه دو رساله يكى تفسير سورهء كريمهء فاتحة الكتاب و ديگرى مشتمل بر چهل حديث صحيح به نام نامى حضرت ممالك پناهى حبيب اللهى تأليف نموده به دار السلطنهء هرات فرستاد و از وفور انعام آن ملاذ طوايف انام ، به صلات گرامند محظوظ و بهره‌ور گشت . ( جزو 4 ، ج 3 ، ص 115 ) سيد جعفر نوربخش ولد بزرگتر افتخار اولاد خير البشر سيد محمد نوربخش بود و به لطف طبع و صفاى