عبد الحسين نوايى

271

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى )

قلم افادت رقم نموده حاشيهء شمسيه و حاشيهء مطالع و حاشيهء انوار شافعيه بغايت مشهور است و نكات آن كتب بر الواح ضماير افاضل طلبه مسطور . وفات مولانا جلال الدين محمد بعد از قتل رستم پادشاه به اندك زمانى روى نمود ، مدت حياتش زياده بر هفتاد سال « 1 » بود و آن جناب دو پسر داشت ، امير سعد الدين اسعد كه حالا در سلك دانشمندان شيراز معدود است و مولانا عبد الهادى كه در زمان حيات پدر وفات يافت . ( جزو 4 ، ج 3 ، ص 111 - 112 ) مولانا امام الدين ابو يزيد دانشمندى متبحر بود و در عصر مولانا جلال الدين محمد دوانى در شيراز به نشر فضايل نفسانى قيام مىنمود و در زمان يعقوب ميرزا به وصول اجل موعود درگذشت و هم در وطن مألوف مدفون گشت . ( جزو 4 ، ج 3 ، ص 112 ) مولانا شرف الدين على شيفتگى در سلك اشراف علماى كرام و اعيان فضلاى عظام انتظام داشت و در درس مولانا محيى الدين و مولانا قوام الدين گلبارى تحصيل نموده نقوش مسايل محسوس و مفهوم بر صحيفهء ضمير مىنگاشت . همواره به موعظه و نصيحت خلايق مىپرداخت و به نوشتن فتاوى قيام نموده كمال امانت و ديانت ظاهر مىساخت . تفسير احكام قرآنى و شرح محرّر و شرح ارشاد و حاشيهء تيسر از كتب شافعيه از

--> ( 1 ) . در حاشيهء چاپى طابع نسخه چنين نوشته : « واضح باد كه از خطبهء محاكمات استاد البشر امير غياث الدين منصور چنان ظاهر مىشود كه زياده بر هشتاد سال در اين دار ملال اوقات فرخنده ساعات گذرانيده و انتقال آن قدوهء ارباب كمال فى شهور سنهء ثمان و تسعمايه در اردوى سلطان ابو الفتح بايندرى اتفاق افتاد و چون آن موضع به قريهء دوان نزديك بود نعش آن جناب را از آنجا نقل كرده دفن نمودند . و در تاريخ مولانا حسن روملو به نظر احقر رسيده كه مولانا جلال الدين محمد دوانى هفتاد و هشت سال در اين دار ناپايدار زندگانى نمود و در ماه رجب مذكور به مرض اسهال به جهان جاودان انتقال فرمود . « حرره محمد تقى التسترى » .