عبد الحسين نوايى

242

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى )

امير جمال الدين عطاء اللّه سلمه اللّه و ابقاه ، سده سنيّه‌اش ملاذ طوايف اكابر و اشراف ايام است و عتبهء عليه‌اش مجمع اعاظم اولاد امجاد خير الانام . لوح ضمير مهر تنويرش مطرح اشعهء انوار اسرار كتب الهى و صحيفهء خاطر عالىمآثرش ، مهبط لوامع حقايق اخبار حضرت رسالت پناهى . گنجينهء سينه‌اش به جواهر زواهر علوم مشحون و عقود در كلمات درر مخزن باطن خجسته ميامنش مخزون . نير شمايل نبوى از مشارق جمال خجسته‌مآبش طالع و شعشعهء آثار فضايل مرتضوى از مطالع خصايص علم و كمالش لامع . راى عالم آرايش كشاف اسرار معالم تنزيل و طبع مشكل‌گشايش حلال معضلات مواقف تأويل ، زبانش مظهر اسرار تحقيق * ضميرش مظهر انوار توفيق جمال دين مزين ز اهتمامش * علوم شرح واضح از كلامش ز توضيح بيانش گشته روشن * بر اهل علم هر مشكل ز هر فن و آن حضرت مانند عمّ بزرگوار خويش ، امير سيد اصيل الدين ، در علم حديث بىنظير آفاق گشته‌اند و در ساير اقسام علوم دينيه و انواع فنون يقينيه از محدثان به استحقاق درگذشته‌اند . چند سال در مدرسهء شريفهء سلطانيه در گنبدى كه حالا مقبرهء حضرت خاقان منصور است در خانقاه اخلاصيه به درس و افاده اشتغال داشتند و در هفته يك نوبت در مسجد جامع دار السلطنهء هرات به قلم هدايت ازلى نقش ارشاد و نصيحت بر الواح خواطر اعاظم و اشراف و اكابر مىنگاشتند ، اما حالا بنابر حب عزلت و گوشه‌نشينى ، به امثال اين امور التفات نمىنمايند و تمامى اوقات خجسته ساعات را مستغرق طاعات و عبادات ساخته به ادخار مثوبات اخروى مشغولى مىفرمايند . سلاطين ايام و حكام اسلام به اقدام ارادت و اعتقاد ملازمت آن حضرت را بر ذمه همت واجب مىدانند و در ترفيه حال و فراغ بال خدام عالىمقامش طريقهء اشفاق مبذول مىدارند بدانچه مىتوانند . از مؤلفات فصاحت صفات حضرت نقابت منقبت ، روضة الاحباب فى سيرة النبى و آل و الاصحاب در اقطار آفاق اشتهار تمام دارد و بىشايبهء شبهت عقل دراك نظير آن كتاب افادت مآب را در آيينه خيال امرى محال مىشمارد . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 348 - 349 )