عبد الحسين نوايى
239
رجال كتاب حبيب السير ( فارسى )
مولانا صدر الدين محمد در سلك اعاظم علماى زمان و اكابر فضلاى دوران انتظام دارد و به صفت تقوا و پرهيزكارى موصوف بوده همواره همت بر افادهء علوم مىگمارد و در علوم شرعيه سيما فقه حنفى بغايت ماهر است و در ساير فنون عقلى و نقلى سرآمد دانشمندان ستوده مآثر . و تحصيل آن جناب در درس مولانا معز الدين شيخ حسين و مولانازاده و مولانا عثمان و مولانا كمال الدين مسعود شروانى و حضرت مخدومى شيخ الاسلامى ، مولانا سيف الدين احمد تفتازانى اتفاق افتاد و در اين اوقات در مدرسهء غياثيه و مدرسهء اسلاميه ابواب درس و افاده برگشاد . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 348 ) و مولانا صدر الدين محمد را برادرى است مولانا زين الدين محمود و مولانا زين الدين محمود در ايام دولتشاهى به واسطهء بعضى از ضروريات ، جلاى وطن اختيار كرده از دار السلطنهء هرات قدم در طريق مهاجرت نهاده روى به صوب ولايت سيستان و قندهار آورد و حالا در قندهار مشمول عنايت حكام بود ، به فراغت اوقات مىگذراند و طلبه را از نتايج طبع نقاد خويش مستفيد ساخته مراسم افاده به ظهور مىرساند . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 348 ) [ شيخ جلال ] عارف صاحبكمال شيخ جلال به واسطهء هدايت ازلى در صغرسن از روش والد ماجد خواجه محمد بن عبد الملك كه در سلك اعاظم اهل قلم انتظام داشت اجتناب نموده همت بر سلوك طريق اهل تحقيق گماشت و دست ارادت به جناب هدايت منقبت ، مولانا شمس الدين محمد روحى - روح اللّه روحه - داده به قدم اخلاص تتبع طريقهء مرضيهء نقشبنديه پيش گرفت و به اندك زمانى ترقى بسيار كرده و فضاى باطن فرخنده ميامنش از انوار فتوحات الهى صفت اضائت پذيرفت . آنگاه حضرت كرامتپناه ، شيخ عماد الدين فضل اللّه ابيوردى كه در آن زمان در سايهء سپهر لاجوردى مثل او سالكى نبود به دار السلطنهء هرات تشريف آورده شيخ جلال را به جذبهء شوق به جانب خود كشيد و به ابيورد برد و شيخ جلال ، هفت سال در صحبت آن حضرت گذرانيد و بعد از آن به وطن مألوف مراجعت فرمود و حالا در