عبد الحسين نوايى
231
رجال كتاب حبيب السير ( فارسى )
اكتساب فنون معقول و مفهوم مىگمارند . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 345 ) امير صدر الدين ابراهيم مشهدى عمدهء علماى زمان و قدوهء سادات فضيلتنشان بود و در زمان خاقان منصور ، سالهاى موفور در مدرسهء شريفهء سلطانى و مدرسهء بديعيه و خانقاه اخلاصيه به امر درس و افاده قيام مىنمود و در شهور سنهء تسع عشر و تسعمايه رايت عزيمت به صوب عالم آخرت برافراشت و دو پسر خجسته سير يادگار گذاشت ، امير محمد امين و امير محمد حسين و اين دو جوان فضيلتنشان به صفت صلاح و تقوا اتصاف دارند و همواره همت بر افاده و استفاده مىگمارند ، و امير محمد امين در مدرسهء اخلاصيه به لوازم منصب تدريس اشتغال مىفرمايد و امير محمد حسين در مدرسهء جماليه به افاده قيام مىنمايد و برادر امير ابراهيم ، امير عبد الجليل نيز در سلك علما منتظم بود و در زمان خاقان منصور و محمد خان شيبانى چند سال به امر احتساب اشتغال مىنمود . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 345 ) مولانا فصيح الدين محمد النظامى جمال حالش به علو نسب و تبحر در علوم معقول و منقول آراسته بود و در فن رياضى و حكميات سرآمد افاضل دوران مىنمود . طبع سليمش مدرك مخفيات مؤلفات علماى متقدمين و ذهن مستقيمش مظهر مخزونات مصنفات فضلاى متأخرين ، و مقرب حضرت سلطانى اكثر متداولات را در شاگردى مولانا فصيح الدين مطالعه نموده و از آن جناب به آخواند تعبير نموده شرايط تعظيم و تكريمش بهجاى مىآورد . تدريس مدرسهء بديعيه گاهى معا و احيانا فرادى تعلق به آخواند مىداشت و آن جناب در شهور سنهء تسع عشر و تسعمايه به واسطهء بعضى از اسباب كه تحرير آن لايق به سياق اين كتاب نيست سلوك طريق مسافرت اختيار كرده از هرات رايت عزيمت به جانب بلخ برافراشت و چند سال در آن ولايت در مصاحبت امير صدر الدين يونس كه دامادش بود به سر برد و در اواخر سنهء تسع عشر