عبد الحسين نوايى

225

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى )

شيبانى درآمد ملازم گشته در سلك خواص بارگاه سلطنت ملازمت مىكرد و بعد از قتل آن پادشاه عالىجاه به اولادش پيوسته ، در سالى كه مرتّب امور جهانبانى امير نجم ثانى به فرمان واجب الاذعان حضرت پادشاه دين‌پناه لشكر به ماوراء النهر كشيد و قرشى را گرفته در آن بلده قتل عام به وقوع انجاميد ، بناى حيات مولانا بنايى به زخم تيغ غازيان عظام صفت انهدام يافت و ديوان اشعارش در بلاد ماوراء النهر و خراسان مشهور است و اشعار آبدارش بر السنه و افواه طبقات انام مذكور ، و مولانا بنايى در اواخر اوقات حيات ديوان خواجه حافظ شيرازى را تتبع و در آن غزليات بلاغت آيات « حالى » تخلص فرمود . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 343 ) شيخ الاسلام امجد مولانا سيف الدين احمد علامهء عرصهء عالم و ملاذ بنى آدم بود . به غايت امانت و ديندارى موصوف و به نهايت ديانت و پرهيزكارى معروف . در علم تفسير و حديث و فقه بىشبه و بدل و در ساير فنون عقلى و نقلى از اكثر علماى زمان افضل ، و آن جناب بعد از فوت والد ماجد خود مولانا قطب الدين يحيى بن مولانا محمد بن مولانا سعد الملة والدين مسعود التفتازانى ، در امر شيخ الاسلامى دخل كرد و قرب سى سال در خطهء خراسان لوازم تقويت شريعت مطهر به‌جاى آورد و در ماه رمضان سنهء ست عشر و تسعمايه به واسطهء سعايت اصحاب غرض ، فرمان همايون نواب كامياب شاهى به مؤاخذه و مصادرهء آن جناب صدور يافت و هم در آن ايام بنابر تقدير پادشاه قدير كشته گشته به عالم آخرت شتافت . مدرسه‌اى كه نزديك به مسجد جامع بلدهء هرات به نواحى درب خليفتان واقع است از آثار جناب شيخ الاسلام است و بعضى از رسايل و حواشى آن جناب كه در اصناف علوم تأليف يافته در ميان طلبه مشهور است و سخنان آن رسايل بر الواح خواطر مسطور . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 343 )