عبد الحسين نوايى

223

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى )

روزگار تحرير مىنمود . در فن تصوير و تذهيب مهارت تمام داشت و چندگاه همت بر پختن چينى فغفورى گماشت . بعد از تجربهء بسيار و ارتكاب مشقات بىشمار ، جسم ظروف و اوانى كه مىساخت با چينى بغايت شبيه گشت ، اما رنگ و صفاتش چنان كه مىبايد نبود . و از جمله مخترعات مولانا حاجى محمد ، صندوق ساعتى است كه در كتابخانهء امير نظام الدين عليشير ترتيب نموده در آن صندوق صورتى تعبيه كرده بود كه چوبى در دست داشت و چون يك ساعت از روز مىگذشت آن پيكر چوب را يك نوبت بر نقارهء كه در پيش او بود مىزد و پس از گذشتن ساعت دوم دو نوبت آن حركت مىكرد و على هذا القياس . و خدمت مولوى مدتى كتابدار امير عليشير بود و آخر الامر از آن جناب رنجيده در شهور سنهء اربع و تسعمايه كه ميرزا بديع الزمان به محاصرهء بلدهء هرات اشتغال داشت بگريخت و به شاهزاده پيوست و به همان منصب منصوب گشته ، در اوايل زمان استيلاى ابو الفتح محمد خان شيبانى درگذشت . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 342 - 343 ) ميرك نقاش در علم تصوير و تذهيب نظير نداشت و در فن كتابه‌نويسى رايت بىمثلى برافراشت . اكثر كتابه‌هاى عمارات هرات به خط اوست . وفاتش در زمان تسلط محمد خان شيبانى بر ولايت خراسان به وقوع پيوست . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 343 ) مولانا بنايى جناب زبدة الفضلايى كه بانى مبانى فصاحت بود و در فضاى سخن‌آرايى به چوگان نظم و نثر گوى تفوق از شعراى زمان مىربود و در زمان استيلاى شيبانى خان بر خطهء سمرقند در ملازمتش به‌سر مىبرد و چون پادشاه افاضل نواز را آن فتح ميسر شد قدم از سر ساخته به درگاه سپهر اشتباه آمد ، اما امير قاسم قوچين رعايت طريق حزن نموده ، آن جناب را به شهر سبز فرستاد و بعد از چندگاه پادشاه فضايل پناه او را بار ديگر به سمرقند طلبيد و منظورنظر عنايت ساخته ابواب انعام و احسان بر روى