عبد الحسين نوايى
221
رجال كتاب حبيب السير ( فارسى )
است مدفون گشت . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 342 ) خواجه منصور بتكچى مدتى مديد در ملازمت آستان سلطنت آشيان خاقان منصور بهسر مىبرد و حسب الحكم به پرسيدن مهم دادخواهان مشغولى مىكرد . از نظم اشعار وقوفى تمام داشت و همواره غزلهاى دلفريب بر لوح بيان مىنگاشت . اين مطلع از جمله ابيات اوست كه : پردهء لاله تهى ديدم و آغشته به خون * يادم آمد كه مرا رفته دل از پرده برون ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 343 ) مولانا نظام الدين استرآبادى سرآمد قصيدهگويان زمان خود بود و گاهى به طلب علم نيز مشغولى مىنمود ، اين مطلع از جمله منظومات اوست كه : به باغ دل در اين بستان سراى عالم فانى * نهال آرزو منشان كه بار آرد پشيمانى ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 342 ) مولانا محمد بدخشى به حلاوت گفتار و بلاغت اشعار اتصاف داشت و همواره همت بر نظم معما و تأليف قواعد آن فن مىگماشت . مدت سى سال در ملازمت امير نظام الدين عليشير اوقات گذرانيد و چند رساله در علم معما مرقوم كلك فصاحت انتما گردانيد . از جمله معميات آن جناب ، اين معما به اسم حبيب به خاطر بود مثبت گشت : ترا تبخاله بر لبهاى خندان * حبابى شد به طرف آب حيوان ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 342 ) مولانا نور الدين محمد زيارتگاهى از جانب پدر نبيرهء مولانا جلال الدين محمد قاينى بود و از طرف مادر دخترزادهء