عطا ملك جوينى
66
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
درين تمامت طوايف امم را اشتراك است و اين معنى ببديههء عقل مقرّرست كه صلهء رحم امتزاج و اشتباك است و اگر بر ظاهر لفظ اين حديث را اجرا كنند مناقض آيت فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ باشد ، و چون روايات مؤكّد آيات است و احاديث سديد موافق كلام رشيد و قرآن مجيد پس محقّق و ما لا كلام شد كه استزادت عمر بواسطهء صلت رحم « 1 » از دو وجه تواند بود اوّل آنك « 2 » از راه ازدواج و تأهّل كه بدان توالد و تناسل ممكن شود « 3 » و اعقاب « 4 » و اخلاف صدق بطنا عن « 5 » بطن و قرنا بعد قرن از عالم عدم بصحن وجود آيند و از نهان خانهء كتم بصحراء ظهور ، و ذكر آبا و اجداد از تقيّل « 6 » فرزندان بمناهج « 7 » پدران بر روى روزگار يادگار ماند ، و غرض از حياة مرد عاقل را « 8 » صيت و اسم نيكوست كه در اطراف جهان شايع و مستفيض شود و بعد ازو باقى و مخلّد بماند و هر خلف كريم كه جلف « 9 » لئيم نباشد « 10 » بىخلاف وجود او حيوة اسلاف بود ، و دوّم موافقت « 11 » و موالات با عشاير و اقارب و مصادقت « 12 » و مواسات با اباعد و اجانب f . 143 a كه بمعاونت « 13 » يكديگر اگر چند ضعيف باشند « 14 » بر چند دشمنان قوى
--> ( 1 ) كذا فى ز ، ح : الرحم ، باقى نسخ « رحم » را ندارند ، ( 2 ) كذا فى ستّ نسخ ، ح : آن كى ، - ولى اگر اصلا اين كلمه نبود خيلى بهتر بود براى سلامت عبارت ، ( 3 ) آ : نشود ؟ ؟ ؟ ، ج : نشود ، ( 4 ) آ د : عقاب ، ز : عقاب ، ( 5 ) كذا فى آ ج ، باقى نسخ : بعد ، ( 6 ) ز : بقيل ؟ ؟ ؟ ، ج ه : تقبل ، آ : تقبل ؟ ؟ ؟ ، ب ح : تقبل ؟ ؟ ؟ ، د : بعنل ، - تقيّل بمعنى تشبّه بآباء است خصوصا و بمعنى مطلق تأسّى نمودن و اقتدا كردن و تقليد كردن است عموما ( لسان و دزى ) ، ( 7 ) كذا فى ح ، ساير نسخ : بمناصح ، و آن تصحيف است ظاهرا ، و مناصح كه قياسا جمع منصح يا منصحة مصدر ميمى بايد باشد در كتب لغت معتبره به نظر نرسيد ، ( 8 ) آ افزوده : سبب ، ( 9 ) كذا فى ه ، ب ج ز : خلف ، آ ح : حلف ، د ندارد ، ( 10 ) فقط در ح ، ( 11 - 12 ) اين جمله از آ ج ساقط است ، ( 13 ) آ ج د ه : معاونت ، ( 14 ) كذا فى خمس نسخ ، آ : باشد ، ج ندارد ،