عطا ملك جوينى
54
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
پيوندد كه در حدّ قياليغ « 1 » است و او تا بكنار اترار « 2 » نركه كشيده بود ، و يكه « 3 » نوين را بحدّ قرقيز « 4 » و كم جهود « 5 » فرستاد با دو تومان مرد « 6 » ، و چون « 7 » اغول غايمش « 8 » و پسر او « 9 » خواجه « 10 » اغول هنوز نرسيده بودند بنزديك هريك از مادر و پسر ايلچيان رفتند « 11 » پيغام آنك اگر شما را درين كنگاج و انديشه با آن جماعت مشاركت نبوده است و با ايشان « 12 » موافقت و مساعدت « 13 » سعادت شما بدان منوط است و « 14 » f . 141 b علامت اين آن خواهد بود كه بجانب حضرت مبادرت نمايند « 15 » و
--> ( 1 ) كذا فى ه ز ، آ : قياليغ ؟ ؟ ؟ ، ح : قياليغ ؟ ؟ ؟ ، د : قياليق ، ب : قياليق ؟ ؟ ؟ ، ج : شاليغ ؟ ؟ ؟ ، ( 2 ) كذا فى آ د ز ، ه : اوترار ، ح : اوترار ؟ ؟ ؟ ، ب : اترار ؟ ؟ ؟ ، ج : انزار ، ( 3 ) كذا فى ه ز ، آ ب ح : يكه ؟ ؟ ؟ ، ج د ندارند ، جامع ص 301 : موكا ، ( 4 ) كذا فى ه ، ز : قرقير ، آ ب : قرقير ؟ ؟ ؟ ، ح : فرفر ، ج د ندارند ، ( 5 ) كذا فى ح ، آ ب ه : كم حهود ، ز : كم حربود ؟ ؟ ؟ ، ج د ندارند ، جامع طبع بلوشه ص 302 : قرقيز و كمكمچيوت ، - « قرقيز و كم كمجيوت دو ولايت اند بهم پيوسته و هردو يك مملكت است و كم كمجيوت رودخانهء عظيم است و يك طرف آن بولايت مغولستان دارد و حدّى برود خانهء سلنكه و يكجهت برود خانهء بزرگ كه او را انكقوه موران مىگويند بحدود ولايت ابير سبير و طرفى با مواضع و كوههائى كه اقوام نايمان مىنشسته و در اين ولايت شهرها و ديهها بسيار است و صحرا نشينان بسياراند و پادشاهان ايشانرا لقب اينال مىباشد اگرچه نام ديگر داشته باشند » ( جامع التّواريخ طبع برزين ج 1 ص 168 - 169 ) ، رجوع كنيد نيز بجهانگشاى ج 1 ص 51 ح 4 ، ( 6 ) كذا فى ب ح ، ه : لشكر ، آ ز ندارند ، ج د اصل جمله را ندارند ، ( 7 ) كذا فى ح ، آ ب ه ز : چون ، د ج ندارند ، ( 8 ) كذا فى ه ، آ : اغول عايمش ؟ ؟ ؟ ، ح : اغول قايمش ؟ ؟ ؟ ، ب : اعول عاتمش ، د ز : اغول غانمش ، ج ندارد ، ( 9 ) « پسر او » فقط در ح ( سر او ) ، ج اصل جمله را ندارد ، ( 10 ) ح : خواحه ، ج ندارد ، ( 11 ) ج ه ز افزودهاند : و ، ( 12 ) آ ج « با ايشان » را ندارند ، ( 13 ) ب ( بتصحيح جديد ) د ه افزودهاند : نه ، و آن از معنى مفهوم است ، ( 14 ) آ ج ه اين واو را ندارند ، ( 15 ) كذا فى ب د ح ، آ : نمايند ؟ ؟ ؟ ، ج ه : نمائيد ، ز : بنمائيد ، - استعمال « نمايند » بحاى « نمائيد » يكى از امثلهء استعمال جمع غايب است بجاى جمع مخاطب كه درين كتاب نظاير دارد ،