عطا ملك جوينى

40

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

f . 139 a خدمت « 1 » ، و كشك « 2 » از مقصود كار غافل و از مفقود خويش از هركس سايل ، ناگاه در اثناى تك‌وپوى و جست‌وجوى بگردون شكستهء مىرسد و كودكى مقارن آن نشسته كودك بر آنست « 3 » كه اين سوار از جملهء انصار ايشان است در مرمّت گردون « 4 » از كشك « 5 » استعانت مىجويد ، كشك « 6 » از اسب پياده مىشود و بعمارت گردون و مدد اشتغال مىنمايد نظر او بر اسلحه و استعداد حرب مىافتد كه در ادراج « 7 » بارها تعبيه بود از كودك مىپرسد كه سلاح چيست ميگويد همانست كه در ديگر گردونهاست ، كشك « 8 » عاقل حاليا خود را غافل مىسازد و « 9 » چون ازين مصلحت فراغتى مىنمايد « 10 » به ديگرى مىپيوندد و بنوعى معرفتى مىاندازد و بتدريج از احوال استكشافى مىكند چون بحقيقت سرّ ايشان استدلال مىگيرد « 11 » شك و شبهت مرفوع مىگردد و ابدى الصّريح عن الرّغوة « 12 » ، معلوم او مىشود كه در خيال آن جماعت مكر و نفاق است و نقض « 13 » ميثاق و نقص « 14 » وفاق تا در اثناى طوى و جشنى كه بر سبيل مبارك باد خواهند « 15 » ساخت چون عقال عقول گسسته شده باشد و شيوخ و كهول از سر مستى دست بسته شده پاى از حريم حرمت بيرون نهند و مغافصة آنچ

--> ( 1 ) ب بخطّ جديد افزوده : متوجه اردوى پادشاه‌اند ، ( 2 ) كذا فى د ، ح : كشل ، آ ب ج : كسك ، ه ز : كسل ، - د ه ح واو عاطفه را ندارند ، ( 3 ) كذا فى د ه ، آ : برانست ؟ ؟ ؟ ، ج ح : پنداشت ، ز : ندانست ، ب بتصحيح حديد : به گمان آنكه ؟ ؟ ؟ ، ( 4 ) كذا فى ب ( بخطّ جديد ) ح ، ج ز : آن ، آ د ه ندارند ، ( 5 ) كذا فى د ، آ ب ج : كسك ، ح : كشل ، ه ز : كسل ، ( 6 ) ب بخطّ جديد : كسك ، ز : كسل ، باقى نسخ ندارند ، ( 7 ) رجوع بص 15 حاشيهء 5 ، ( 8 ) كذا فى د ، آ ب ج : كسك ، ح : كشل ، ه ز : كسل ، ( 9 ) آ ج د : اين واو را ندارند ، ( 10 ) ب ( بتصحيح جديد ) ه : مىيابد ، ج : يافت ، ( 11 ) آ ج : كرد ( بجاى « مىگيرد » ) ، ( 12 ) انظر مجمع الأمثال فى باب الباء ( طبع مصر ج 1 ص 68 ) ، ( 13 ) كذا فى ب ز ، د : نقص ، ح : نقض ؟ ؟ ؟ آ : به نقص ؟ ؟ ؟ ، ج : بنقض ، ه : ندارد ، ( 14 ) كذا فى ب ج ز ، ه : نقض ، ح : نقض ، آ : نقص ؟ ؟ ؟ ، د : بقض ( كذا ) ، ( 15 ) آ : خواهد ،