عطا ملك جوينى

38

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

كسوت پادشاه « 1 » جهان باشد « 2 » جامها مىپوشيدند و كاسات و جامها مىنوشيدند ، و وظيفهء بيت الشّراب و مطبخ دو هزار گردون « 3 » قميز « 4 » و نبيذها بود « 5 » و سيصد سر اسب و فراخ شاخ « 6 » و سه هزار گوسفند ، و چون حضور بركه « 7 » بود حكم وَ لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ در آن بتقديم مىرسيد ، و در اثناى اين جشنها قدغان « 8 » اغول و برادرزادهء « 9 » او ملك اغول « 10 » و قرا هولاكو « 11 » در رسيدند و مراسم تهنيت « 12 » و شرايط خدمت بجاى آوردند و در مقابل آن از انواع اعزاز و ملاطفت « 13 » و اصطناع مكرمت ايشان اطناب و مبالغت بر خويش حتما مقضيّا دانست ، چون ايشان رسيدند انتظار پسران ديگر كه بر عقب ايشان برسند مىكردند و « 14 » برقرار در كار « 15 » عيش و عشرت افراط مىفرمودند و در كار حزم و تيقّظ تفريط مىنمودند ، و چون هيچ‌كس را

--> ( 1 ) كذا فى آ ، ب ج ه ز ح : پادشاهان ، د اصل جمله را ندارد ، ( 1 - 2 ) ح ندارد ، د اصل جمله را ندارد ، ( 3 ) كذا فى آ ب د ه ح ، ج : خيك ، ز : سيك ، ( 4 ) آ : قميز ؟ ؟ ؟ : ب : قمير ؟ ؟ ؟ ، ح : فمير ، ز : قمز ، ( 4 - 5 ) ح : بود و نبيذها ، ( 6 ) فراخ شاخ چنان كه از سياق عبارت معلوم مىشود بمعنى گاو يا گاوميش بايد باشد و در فرهنگها عجالة نيافتم ، جامع ص 286 : سيصد سر اسب و كاو و سه هزار كوسپند ، ( 7 ) كذا فى ج ح ز ، آ ب : بركه ، ه : بركا ، د ندارد ، ( 8 ) كذا فى د ز ج ح ، ب : قدعان ؟ ؟ ؟ ، ه : قدقان ، آ : فدغال ؟ ؟ ؟ ، ( 9 ) كذا فى جميع النّسخ ، جامع التّواريخ در تعداد اولاد اوكتاى ( طبع بلوشه ص 14 ) و معزّ الأنساب Ancien fonds pers . 67 ) ورق 40 و 43 ) متّفقا ملك اغول را پسر بلافصل اوكتاى قاآن يعنى برادر قدغان اغول ميدانند نه برادر زادهء او ، ولى جامع التّواريخ در فقرهء معادله با ما نحن فيه ( ص 286 س 11 ) بطبق متن حاضر « برادرزادهء او ملك اوقول » دارد كه بلوشه عمدا به « برادر او ملك اوقول » تصحيح كرده است ، ( 10 ) ج : ملك اوعل ، ح كلمات « ملك اغول و » را ندارد ، ( 11 ) كذا فى جميع النّسخ ، ( 12 - 13 ) فقط در ح و از باقى نسخ ساقط است ، ( 14 ) آ ج د ه اين واو را ندارند ، ( 15 ) آ ج د ز : كار ( بدون « در » ) ، ح : دركاه ،