عطا ملك جوينى

33

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

مرحمت « 1 » و مجمع معدلت سازد تا بحدّى كه امثال خيرات او بر آنچ اسم شىء بر آن واقع بود از حيوانات غيرعقلا و جمادات فايض گرداند ، اگر صاحب بصيرت بر سبيل استدلال درين دقايق تأمّلى كند و شرايط آن بجاى آرد و از روى معنى درين احوال « 2 » كه بمرور شهور و احوال « 2 » نقش آن بر چهرهء روزگار باقى خواهد ماند تأنّقى و تدبّرى واجب داند معلوم و مقرّر شود كه حسن التفات خاطر همايونش باصلاح حال ضعفا و درويشان و فرط اهتمام او بنشر « 3 » عدل و رأفت عامّ در ميان خاصّ و عامّ تا بچه غايت و چند مثابت باشد ، ايزد جلّ جلاله سالهاى نامتناهى از ملك و پادشاهى او را تمتّع و برخوردارى دهاد ، اين‌روز برين شيوه بشب رسانيدند و شبهنگام هركس با مقام « 4 » رفتند تا روز ديگر كه سپاه f . 138 a سياه‌پوش شب از طلايع تباشير صباح روز « 5 » پشت بهزيمت داد و خسرو سيّارگان مؤيّد و كامران از افق طلوع كرد پادشاه‌زادگان در كار لهو و طرب شروع نمودند و بساط نشاط انداختند و از روى معنى اين بيت را ورد ساختند كه طرّهء شب ز رخ روز همى برگيرند * وقت آنست كه مستان طرب از سر گيرند ساقيان گرم درآرند شراب گلگون * كه نسيمش ز دم خرّم مجمر « 6 » گيرند « 7 » و آن‌روز جشن در خيمهء بود كه صاحب اعظم « 8 » يلواج « 9 » ثبّت اللّه قواعد

--> ( 1 ) د ح : رحمت ، ( 2 ) احوال اوّل جمع حال است و احوال دوّم جمع حول بمعنى سال و سنه ، ( 3 ) آ ج : بيشتر ؟ ؟ ؟ ، ( 4 ) ج د ز افزوده‌اند : خود ، ( 5 ) ج ندارد ، ( 6 ) ج : جرم مخمّر ، ز : خستهء مجمر ، ( 7 ) از قصيده ايست از سيّد حسن بن ناصر غزنوى ( ديوان ، نسخهء پاريس Sappl . pers . 797 ورق 4 ، و مجمع الفصحا ج 1 ص 193 با اندك تغييرى ) ، سه بيت ديگر از همين قصيده در ص 36 مذكور خواهد شد ، ( 8 ) ح افزوده : محمود ، ( 9 ) كذا فى ج د ، ب : يلواج ؟ ؟ ؟ ، ز : يلواح : آ ح : يلواح ، ه : بلواج ،