عطا ملك جوينى

23

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

و قدغان « 1 » نيز برفت ، و قرا هولاكو نيز متوجّه گشت ، و پادشاه‌زادگان ديگر كه دل يكتوئى داشتند روان مىگشتند ، و از الغ ايف « 2 » كه اردوى چنگز خانست « 3 » پادشاه‌زادگان ديگر بيامدند ، و در اثناى آن منكو قاآن و سرقويتى « 4 » بيكى نزديك جماعتى كه سر راستى و يكدلى نداشتند مىفرستادند و طريق مراعات و موالات و مناصحت مسلوك مىداشتند و الأيناس قبل الأبساس « 5 » ، چون مواعظ و نصايح را دريشان اثرى نبود و

--> ( 1 ) آ : قدعان ، ج ه ز ح : قدقان ، د : قداقان ، ب : قدقان ، ( 2 ) كذا فى د ز ، آ : الع انف ؟ ؟ ؟ ، ب : الع انف ؟ ؟ ؟ ، ه : الغ انف ، ح : الغ ايف ( كذا ) ، ج اصل جمله را ندارد ، ( 3 ) كذا فى آ ب د ه ح ، ز : منكو قاآن است ، ج اصل جمله را ندارد ، - ظاهرا جاى شك و شبهه نيست كه الغ ايف چنان كه صريحا از تضاعيف جهانگشاى و جامع التّواريخ معلوم مىشود ( رجوع بفهارس مجلّدات ثلثهء جهانگشاى ) نام اردوى جغتاى بوده است و حال آنكه در متن حاضر در همهء نسخ « چنگز خان » دارد ( باستثناى ز كه « منكو قاآن » دارد ) ، پس يا بايد فرض كرد كه « چنگز خان » در متن حاضر غلط است از نسّاخ يا سهو قلم است از خود مصنّف و بايد « جغتاى » بجاى آن باشد ، يا آنكه « الغ ايف » غلط است و كلمهء ديگرى بجاى آن بوده است ، يا آنكه الغ ايف نام اردوى ديگرى نيز بوده بعلاوهء اردوى جغتاى ، و احتمال اوّل به نظر راقم سطور اقواى احتمالات و احتمال اخير اضعف آنهاست ، كاترمر در حواشى جامع التّواريخ ( ص 116 ) اشاره به اين موضع از جهانگشاى كرده گويد : « من شكّى ندارم كه اين كلمه را [ يعنى « الغ ايف » را در متن حاضر جهانگشاى ] بايد « الغ انن » خواند يعنى انن بزرگ و مقصود از آن را سواحل رود انن [ يعنى آنان مذكور در جهانگشاى ص 21 كه اردوى چنگيز خان آنجا بوده است ] دانست » ، راقم سطور گويد اين احتمال كاترمر ظاهرا سهو است چه خود اين قوريلناى چنان كه صريح جهانگشاى و جامع التّواريخ است در انن كلران واقع شد پس چگونه شاهزادگان از انن بانن آمدند و هو واضح ، در جامع التّواريخ كه همه جا در اين فصول تقريبا عين عبارت جهانگشاى را استنساخ كرده است فقرهء معادلهء اين جمله را لابد بواسطهء همين مغلوط بودن عبارت بكلّى انداخته است ، ( 4 ) د ز ح : سرقوتى ، ج : سرقوئتى ؟ ؟ ؟ ، آ ب : سرقويتى ؟ ؟ ؟ ، ه : سرقوثى ( - سرقونتى يا سرقوتنى ) ، ( 5 ) انظر مجمع الأمثال فى باب الألف ( طبع مصر ج 1 ص 39 ) ،