عطا ملك جوينى

469

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

بتصريح ابن بيبى در سلجوقنامه ص 287 در سنهء 654 بوده است ، و بروايت ابن العبرى در مختصر الدّول ص 462 در سنهء 653 ، و بروايت جامع التّواريخ طبع كاترمر ص 220 - 224 در سنهء 655 « 1 » ، و سپس در وقت جازم العزمى هولاكو بفتح بغداد در اواخر سنهء 655 فرمان داد تا لشكرهاى جرماغون و بايجو نويان كه يورت ايشان در روم معيّن بود بر ميمنه از طرف اربل بموصل آيند و از جسر موصل گذشته در جانب غربى بغداد نزول كنند ( جامع التّواريخ طبع كاترمر ص 262 ) ، در نهم محرّم 656 بايجو نويان و بوقا تيمور و سونجاق نوين بموعدى كه بود از راه دجيل از دجله گذشته بحدود نهر عيسى رسيدند و سه‌شنبه منتصف محرّم بر جانب غربى بغداد مستولى شدند و در محلّات شهر بكنار دجله فرود

--> ( 1 ) به اين مناسبت يادآورى ميكنيم كه صاحب جامع التّواريخ را درين مورد يعنى در مورد لشكركشى دوّم بايجو بروم خبط فاحش بسيار عجيبى روى داده است از قرار ذيل : پس از آنكه در ابتداى اين فصل تصريح كرده كه در سنهء خمس و خمسين و ستّمائه بايجو نويان بفرمان هولاكو بروم بازگشت گويد ( ص 224 ) : « و در آن‌وقت سلطان روم غياث الدّين كيخسرو پسر علاء الدّين بود بموضع كوسه داغ با بايجو نويان مصاف داد و شكسته شد بايجو تمامت روم را بگرفت و قتل و غارت كرد » انتهى ، و حال آنكه سلطان غياث الدّين كيخسرو يازده سال قبل ازين تاريخ در سنهء 644 وفات نموده بوده ( گزيده 484 و منجّم‌باشى 2 : 569 ) ، و جنگ بايجو نويان با سلطان غياث الدّين كيخسرو در كوسه داغ چهارده سال قبل از ورود هولاكو بايران بوده است در 6 محرّم سنهء 641 ( رجوع بمابسق ص 468 ) نه در سنهء 655 ، و اين جنگى كه پس از ورود هولاكو بايران بايجو نويان با سلاجقهء روم نمود با سلطان غياث الدّين كيخسرو كه چنان كه گفتيم يازده سال قبل ازين تاريخ وفات كرده بوده نبود بلكه با پسر او سلطان عزّ الدّين كيكاوس ثانى ( 644 - 654 ) بود در 23 رمضان سنهء 654 ( ابن بيبى 287 ) ، و در كوسه داغ نيز نبود بلكه در خان سلطان بود ما بين قونيه و آقسرا ( مختصر الدّول 462 ) ، پس چنان كه ملاحظه مىشود اين فصل جامع التّواريخ حاوى چندين سهو فاحش بسيار بزرگ است ، و واضح است كه جامع التّواريخ لشكركشى دوّم بايجو را بروم در 654 با لشكركشى اوّل او به همان مملكت در 640 - 641 اشتباه كرده است ،