عطا ملك جوينى

458

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

گرشاسف بن نور الدّين محمّد بن ابى بكر بن محمّد بن خورشيد از ملوك لركوچك بود و عزّ الدين گرشاسف را از وى سه پسر بود : شجاع الدّين خورشيد و سيف الدّين رستم و نور الدّين محمّد ، پس از چندى از سلطنت عزّ الدّين مذكور يكى از بنى اعمام او موسوم بحسام الدّين خليل بن بدر بن شجاع الدّين خورشيد بن ابى بكر بن محمّد بن خورشيد كه از هواخواهان دولت مغول بود بر او خروج نموده ملك را بتغلّب از دست وى بيرون برد و پس از يكسال خود او را نيز بغدر بكشت ، زوجهء عزّ الدين گرشاسف ملكه خاتون سابق الذّكر پس از قتل شوهر سه پسر خود را كه هنوز در سنّ طفوليّت بودند و اسامى ايشان در فوق مذكور شد پنهان بنزد برادر خود شهاب الدّين سليمانشاه صاحب‌ترجمه فرستاد و بدين سبب ميانهء حسام الدّين خليل بن بدر و سليمانشاه خصومت قايم شد تا بمرتبهء كه در يك ماه سى و يك بار با يكديگر جنگ كردند و عاقبت انهزام بر سليمانشاه افتاد و قلعهء بهار و بعضى از ولايت كردستان بتصرّف لران درآمد ، بعد از مدّتى باز سليمانشاه لشكرى عظيم فراهم كرد و در موضعى موسوم بدهليز با حسام الدّين خليل مصاف داده او را بشكست و بازگشت ، حسام الدّين خليل بانتقام از عقب او برفت و برادر سليمانشاه عمر بيك را با جمعى اقربا بكشت و در ميانشان محاربات رفت ، تا بعد از چند سال سليمانشاه بمدد دار الخلافه با شصت هزار مرد بجنگ او آمد ، حسام الدّين خليل با سه هزار سوار و نه هزار پياده از اتباع خود و از مغول « 1 » در صحراى شابور خواست با سليمانشاه محاربه نمود ، در اوّل شكست بر سليمانشاه افتاد امّا از جاى نجنبيد و پاى بيفشرد تا لشكر معاودت كردند و بمحاربه باز ايستادند حسام الدّين خليل بطلاق سوگند خورده بود كه از آن جنگ روى نگرداند يا مظفّر يا كشته شود عاقبت شكست بر حسام الدّين خليل افتاده قريب هزار و ششصد نفر از لشكر وى از مسلمان و مغول كشته

--> ( 1 ) جامع التّواريخ طبع بلوشه 343 ، و حوادث الجامعه 286 ،