عطا ملك جوينى
410
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
داشت تا در سنهء 600 چنان كه گفتيم بدست آيتغمش كشته شد و ممالك او بتصرّف وى درآمد « 1 » ، و كلّيّة چنان كه ملاحظه شد از حدود 590 ببعد الى قريب مدت بيست و پنج سال يعنى در دورهء فترت بين انقراض سلجوقيهء عراق و خروج مغول در بلاد جبل كه عبارت از رى و همدان و اصفهان و مضافات باشد يك سلسلهء كوچكى از مماليك ترك كه عمده از غلامان اتابكان آذربايجان و يكى دو تن نيز از غلامان خوارزمشاهيان بودهاند سلطنتى كمابيش بالاستقلال نمودهاند ولى چون در هيچيك از كتب تواريخ بهيئت مجموعى و در فصل مخصوصى سوانح احوال ايشان مذكور نيست لهذا كمتر كسى از مجارى حالات ايشان و حتّى از وجود چنين سلسله و اسامى افراد ايشان اطّلاع كاملى دارد ، و مقصود از « سلسله » در اينجا نه اعضاء يك خاندان است با سلطنت موروثى از قبيل سلجوقيّه و خوارزميّه و غيرهم بلكه مراد آنست كه نظير مصر در دورهء مماليك هر غلام تركى كه در خود قوّهء خروج مىديده بر مخدوم خود و مالك رقّ خود پادشاه وقت ياغى شده و بقهر و غلبه بر مملكت او استيلا مىيافته و چند روزى بفرمانفرمائى بلاد و تحكّم در رقاب عباد دل خوش ميكرده تا نوبت بغلام ترك غارتگر ديگرى ميرسيده و عين همين ترتيب از طرف او شروع ميشده است ، و عجب آنست كه اين دولتهاى مستعجل همه مانند ظلّ زائل و احلام نائم بغايت كم دوام و سريع الزّوال بودهاند چنان كه در مدّت بيست و پنج سال پنج نفر از مماليك ترك در عراق عجم سلطنتى چنان كه گفتيم كمابيش بالاستقلال نمودهاند به اين ترتيب :
--> ( 1 ) براى اطّلاع از احوال كوكجه رجوع شود بابن الأثير در حوادث سنوات 591 ، 600 ( ج 12 : 55 ، 91 ) ، و ابو الفدا نيز در حوادث همين سنوات ( ج 3 : 91 ، 105 كه هردو جا نام او غلطا « كلجا » بجاى « ككجا » چاپ شده است ) ، و راحة الصّدور بهيئت ككجه ص 388 ، 391 - 402 ( بسيار مفصّل و مبسوط ) ،