عطا ملك جوينى
402
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
زودا كه نوبهار برآرد سر از زمين * گردد بدولت ثقة الدوله آشكار صدر عراقيان و خداوند رازيان * بو مسلم ستوده رئيس بزرگوار نسل سروشيار پراگنده در جهان * بو مسلمست سيّد نسل سروشيار گر « 1 » گاه كودكى پدر از وى كناره شد * بختش بعزّ و ناز بپرورد بر كنار شد بدسگال دولت او پيشكار « 2 » خلق * و او را هميشه بخت بلندست پيشكار او روز و شب ز خالق هفتآسمان بشكر * دشمنش دام خدمت مخلوق را شكار اى درگه بلند تو تأليف احتشام * اى « 3 » حضرت شريف تو تصنيف اختيار در حق شناختن ز تو به نيست حقشناس * در حق گزاردن ز تو مه نيست حقگزار روز درنگ تو نبود خاك را سكون * روز شتاب تو نبود چرخ را مدار كار هنر بهمّت تو گيرد استوا * بند خرد بدولت تو گردد استوار گفتار تست حجّت تقدير لم يزل * كردار تست صورت توفيق كردگار
--> ( 1 ) تصحيح قياسى ، و فى الأصل « كز » با زاء معجمه ، ( 2 ) پيشكار بمعنى خدمتگار است ( برهان ) ( 3 ) كذا فى الأصل ، نه « وى » كما يمكن ان يتوهّم ،