عطا ملك جوينى
344
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
چنان كه در جميع نسخ جهانگشاست و هيچكس ديگر نيز از دعاة اسماعيليّه و قرامطه كه موسوم بحسن عبدان ( - حسن بن عبدان ) باشد در كتب تواريخ معروف نيست تا گوئيم مراد جوينى او بوده ، پس بلاشبهه كلمهء « حسن » در متن جهانگشا بكلّى زيادى است سهوا از نسّاخ يا از خود مؤلّف ، و مؤلّف را نظاير اين گونه اشتباهات در اين فصل متعلّق باسمعيليّه چنان كه بعدها خواهد آمد فراوان روى داده است ، ( 24 ) ص 152 س 5 ، ابو الخطّاب ، مراد ابو الخطّاب محمّد بن ابى زينب مقلاص الأسدى الأجدع است كه فرقهء معروف خطّابيّه از غلاة شيعه به دو منسوباند ، وى ابتدا از اصحاب امام جعفر صادق عليه السّلام بود سپس در حقّ آنحضرت غلوّ نموده بالوهيّت وى معتقد گرديد پس از آن از اين مرتبه نيز قدم فراتر نهاده خود در حقّ خويشتن دعوى نبوّت و رسالت نمود ، تفصيل عقايد او و اصحاب او و افتراق ايشان بعدها به چهار يا پنج فرقه « 1 » در كتاب فرق الشّيعهء ابو محمّد حسن بن موسى نوبختى ص 37 - 41 ، 58 - 60 ، و در مقالات الأسلاميّين ابو الحسن اشعرى ص 10 - 13 كه هردو از قديمترين و معتبرترين كتب ملل و نحل اسلام ميباشند مشروحا مسطور است هركه طالب اطّلاعات بيشتر در اين موضوع باشد بايد به دو مأخذ مذكور رجوع نمايد ، بارى حضرت صادق عليه السّلام پس از اطّلاع از كما هى معتقدات ايشان ابو الخطّاب و اصحاب او را در موارد عديده لعن و نفرين نمود و از ايشان تبرّى جست و ايشانرا كافر خواند و اصحاب
--> ( 1 ) بقول نوبختى در فرق الشيعة ص 37 اصحاب ابو الخطّاب به چهار فرقه و بقول اشعرى در مقالات الاسلاميّين ص 10 به پنج فرقه ( « خمس فرق » ) ، منشعب شدند ، كلمهء « خمسون » در خطط مقريزى ج 4 ص 174 بلاشبهه تصحيف « خمس » است ، هوتسما در دائرة المعارف اسلام در عنوان « ابو الخطّاب » و مرگليوث در همان كتاب در عنوان « خطّابية » استنادا بعبارت مذكور مقريزى عدّهء شعب مختلفهء خطّابيّه را پنجاه فرقه نوشتهاند ، و آن سهو واضح است ظاهرا ،