عطا ملك جوينى
309
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
چهارم حسن بن قاسم حسنى و هو الحسن بن القاسم بن الحسن بن علىّ بن عبد الرّحمن بن قاسم بن الحسن بن زيد بن الحسن بن علىّ بن ابى طالب « 1 » معروف بداعى صغير كه پس از وفات ناصر كبير از سنهء 304 - 316 در طبرستان و گيلان سلطنت نمود و درين سال اخير در جنگ با اسفار بن شيرويهء معروف كشته شد و دولت علويان مستقلّ طبرستان منقرض گرديد « 2 » ، و هرچند بعدها نيز يكى دو تن از ايشان خروجى كردند و حركت مذبوحى نمودند ولى كارى از پيش نبردند ، و چنان كه ملاحظه مىشود از اين سادات اربعه سه نفر ايشان موسوم بحسن بودهاند و يكى موسوم بمحمّد و سه نفر حسنى بودهاند و يكى حسينى و سه نفر معروف بداعى بودهاند و يكى معروف بناصر يا ناصر كبير ، و مدّت سلطنت همگى ايشان روىهمرفته قريب شصت و شش سال بوده است ، ( 19 ) ص 146 س 3 ، اين روايت مؤلّف كه وفات اسماعيل بن جعفر صادق عليه السّلام در سنهء 145 بوده مطابق است با روايت دستور المنجّمين ( ورق a 334 ) ، ولى صاحب عمدة الطّالب فى انساب آل ابى طالب ورق b 142 وفات او را در سنهء 133 ضبط كرده و مقريزى در اتّعاظ الحنفاء ص 6 در سنهء 138 ، و نيز مؤلّف يعنى جوينى در ص 148 س 5 - 6 از قول خود اسماعيليان نقل كرده كه ايشان گويند اسماعيل پنج سال ديگر بعد از پدر زنده بوده است ، و اين قول اخير اضعف اقوال و بلكه افسانه به نظر ميآيد زيراكه ظاهرا اتّفاق مورّخين است كه وفات اسمعيل در حيات پدرش امام جعفر الصّادق عليه السّلام روى داده بوده است ،
--> ( 1 ) اين نسبنامه از روى ابن اسفنديار 204 و ظهير الدّين 309 نقل شده ، و در طبرى اصلا نام او مذكور نيست چه عصر او متأخّر از عصر طبرى است ، و در ابن الأثير همهجا ازو فقط به « الحسن بن القاسم العلوى » تعبير كرده بدون سوق نسب او ، ( 2 ) ابن اسفنديار ص 204 ببعد ، و ظهير الدّين ص 309 ببعد ، و ابن الأثير در حوادث سنوات 301 ، 304 ، 309 ، 314 ، 316 ( ج 8 ص 31 ، 40 ، 46 ، 61 ، 70 ) ،