عطا ملك جوينى

296

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

تيمور قاآن ولايات قراقورم و اونن و كلوران و غيره را ببرادر خود كملا داد ( جامع طبع بلوشه ص 591 ) ، امّا جبال كنتاى « 1 » كه چنان كه گفتيم سرچشمهء اونان و كلران از آنجاست كاترمر در حواشى جامع التّواريخ با ادلّهء قاطعه ثابت كرده كه آن همان كوهى است كه رشيد الدّين آن را بتفاوت بورقان قالدون ، و بولقان قالدون . و يكه قوروق ، و غروق بزرگ ، و بوده اندور ، و برغادو « 2 » مىنامد و همه اسامى مختلفهء يك مسمّى است و تفسير اين الفاظ را فاضل مذكور در همان موضع بيان نموده است ، و اين كوه در تاريخ مغول بغايت معروف است و ذكر آن در جامع التّواريخ و غيره بسيار مكرّر آمده زيرا كه مدفن چنگيز خان و غالب اعضاء خانوادهء او همه در اين كوه بوده است ، براى تفصيل بيشتر در اين موضوع رجوع كنيد بحواشى كاترمر بر جامع التّواريخ ص 115 - 121 ، و حواشى بلوشه بر همان كتاب ص 336 ، 577 ، ( 6 ) ص 46 س 9 ، كيش و قربان ، كيش بمعنى تيردان است يعنى جعبهء كه تيرها را در آن نهند و آن را تركش نيز گويند « 3 » ، و قربان بضمّ قاف و كسر آن بمعنى كماندان است يعنى غلافى كه كمان را در آن جاى دهند « 4 » ، و در مجالس تصاوير نسخ خطّى شاهنامه و غيره مكرّر ديده مىشود كه پهلوانان و رزمجويان دو جعبه حمايل‌گونه از پشت يا پهلو آويخته دارند يكى از

--> ( 1 ) Kentai ( 2 ) رجوع شود بجامع التّواريخ نسخهء خطّى كتابخانهء ملّى پاريس Suppl . pers . 209 ورق b 31 ، و b 62 ، و طبع برزين 1 : 191 ، و طبع بلوشه ص 336 ، 337 ، 561 ، 577 ، 592 ، ( 3 ) برهان و بهار عجم ، ( 4 ) برهان در لغت جوله ( ولى مثل اين ميماند كه كيش و قربان را معا و بهيئت مجموعى بمعنى كماندان انگاشته و اين سهو واضح است و فقط قربان به اين معنى است چنان كه صريح شواهد و نصوص آتيه است ) و فرهنگ فولرس ،