عطا ملك جوينى

291

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

جمع كردند ، و چهاردهم صفر پادشاه از در شهر كوچ كرد و خليفه را طلب فرمود ، او را آنجا « 1 » آوردند و پسر ميانين را بر عقب او بياوردند با پنج شش خادم ، آن روز « 2 » در آن ديه « 3 » كار او به آخر رسيد با پسر ميانين « 4 » ، و ديگر روز پسر مهين را و كسانىكه با او بودند بدروازهء كلواذ « 5 » كار به آخر رسيد ، و زنان و خادمان را متفرّق كردند و پادشاه از آنجا ديگر روز كوچ فرمود ، و [ وزير و ] « 6 » صاحب‌ديوان « 7 » و ابن دربوس 95 « 8 » را با

--> ( 1 ) كجا ؟ - فقرهء معادلهء جك 302 - 304 اينست : « و هولاكو خان جهت عفونت هوا روز چهارشنبه چهاردهم صفر از بغداد كوچ فرمود و بديه وقف و جلابيه نزول نمود و خليفه را طلب فرمود و آخر روز چهارشنبه چهاردهم صفر سنهء ستّ و خمسين و ستّمائة كار خليفه با پسر بزرگتر و پنج خادم كه ملازم بودند بديه وقف تمام كردند » انتهى باختصار ، پس معلوم شد كه مراد از « آنجا » ديه وقف است كه باز خواجه به عادت خود در افراط در اختصار ابدا ذكرى از آن در سابق ننموده است ، - نام ديه وقف را در كتب مسالك و ممالك نيافتم و ظاهرا يكى از دهات متّصل ببغداد بوده است بر سر راه آن شهر بخانقين ، ( 2 ) يعنى در چهاردهم صفر 656 چنان كه از سياق عبارت مستفاد و نيز صريح جك 304 ( رجوع بحاشيهء قبل ) و حث 327 است ، - الفخرى 455 : رابع صفر ، گزيده 372 : سادس صفر ، ( 3 ) يعنى در ديه وقف ، رجوع بحاشيهء 1 ، ( 4 ) كلمات « با پسر ميانين » فقط در ل ن ، ج م ندارند ، ( 5 ) كذا فى ج م ، ل م : كلواد ، - رجوع بص 290 ح 5 ، ( 6 ) بدون هيچ شكّى اين كلمات از متن افتاده است بقرينهء صريح عبارت بعد : « وزير را بوزيرى » و نيز بقرينهء فقرهء معادلهء جك 306 : « و هم در آن‌روز كه خليفه را شهيد كردند وزير مؤيّد الدّين علقمى را به راه وزارت و فخر الدّين دامغانى را به صاحب ديوانى . . . با شهر فرستادند » ، ( 7 ) يعنى فخر الدّين احمد دامغانى ، رجوع بص 286 ح 6 ، ( 8 ) كذا فى جميع النّسخ بباء موحّده و سين مهمله هم در اينجا و هم در ص بعد س 2 ( مگر ل در موضع اوّل كه اصل جمله را ندارد ) ، رجوع نيز بص 286 س 8 ، مخ 475 و جك 228 و 294 : ابن درنوش ، حث 294 - 297 ، 332 ، 406 ، 407 ، 423 ،