عطا ملك جوينى
285
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
بيافتند پنداشتند پادشاه هلاكوست كه با آنطرف گرديد دواتدار و لشكر « 1 » باز بعقوبه گرديدند « 1 » و در بغداد از دجله بگذشتند و در حدود انبار « 2 » با سوغونجاق « 3 » نوين كه در مقدّمه مىرفت مصاف دادند و لشكر او را بشكستند و هزيمت كردند ، و چون ببايجو « 4 » نوين رسيدند او لشكر را بازگردانيد و بر دواتدار زد و او را بشكست و بسيار خلق را بكشتند و ايشان بهزيمت با بغداد آمدند ، پادشاه بر يالى « 5 » [ ظ : ديالى ]
--> ( 1 - 1 ) كذا فى ج ، م : باز بعقوبه برگشتند ، ن : باز به طرف يعقوبيه رفتند ، - باحتمال بسيار قوى اصل عبارت چنين بوده : « و لشكر از بعقوبه بازگرديدند » ، يعنى لشكر دواتدار كه ما بين بعقوبا و باجسرا بر كنار ديالى چنان كه گذشت لشكرگاه ساخته بودند چون شنيدند كه لشكر مغول بجانب غربى بغداد آمدهاند لشكرگاه خود را رها كرده از يعقوبا ببغداد آمدند و آنجا از دجله بجانب غربى گذشته در حدود انبار با لشكر مغول مصاف دادند ، ( 2 ) ج : ابيار ، - انبار شهر معتبرى بوده است بر لب فرات بر ساحل شرقى آن قريب دوازده فرسخ در غربى بغداد و اكنون بكلّى خراب و مفقود الأثر است ( كتب مسالك و ممالك و مخصوصا دائرة المعارف اسلام ) ، ( 3 ) كذا فى م ، ج ن : سونجاق ، ( 4 ) كذا فى مخ 473 و جك 280 ، ج : ببانجو ، م : بتايجو ، ن : ببابجو - رجوع بص 282 ح 3 ، ( 5 ) كذا فى ن ، ج : تالى ، م : نالى ، مخ و جك فقرهء معادله را ندارند ، - تقريبا جاى هيچ شك نيست كه اين كلمات همه محرّف « ديالى » است چنان كه در متن بين دو قلّاب تصحيح كردهايم ، و ديالى كه اكنون دياله گويند نهر مشهورى است از فروع شرقى دجله كه از جبال كردستان آمده بقرب خانقين ميگذرد و تمام نواحى شرقى بغداد را مشروب ساخته سپس قريب يك فرسخ در جنوب بغداد بدجله ميريزد ، و اين نهر را در كتب مؤلّفين نهر تامرّا و نهر بعقوبا و آب نهروان نيز ناميدهاند و همه يكى است چه بمواضع مختلفهء اين نهر برحسب بلاد و قصباتى كه بقرب آنها ميگذرد اسامى مختلفه داده شده است ( رجوع بياقوت و مراصد در عناوين « ديالى » و « تامرّا » ، و بنزهة القلوب ص 219 - 220 در عنوان « آب نهروان » ، و بعموم كتب جغرافى جديد ) ،