عطا ملك جوينى

262

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

عاطفت رسانيد كه چون برادر را فرستاد و ايلى و بندگى كرد و مىكند گناهها كه پدرش و مردم ايشان در عهد پدرش كرده‌اند ببخشيدم و از ركن الدّين خود درين مدّت كه بجاى پدر نشسته است گناهى در وجود نيامده قلاع خراب كند و روى ببندگى نهد و لشكرها در ولايت او تخريب نكنند ، او « 1 » اظهار مطاوعت نمود و چند پاره قلاع را خراب كرد و الموت و ميمون دز « 2 » و لمسّر را « 3 » درها بركشيد و بعضى « 4 » سر ديوارها و كنگره بيفكند ، و يسور « 5 » نوين و لشكرها به حكم فرمان پادشاه كه ذكر رفت از ولايت « 6 » بيرون رفتند ، و يكى از جملهء پادشاه « 7 » و صدر الدّين در مصاحبت او روى ببندگى پادشاه نهادند باعلام اين حال و التماس باسقاق و يك سال مهلت طلبيدند در رفتن ببندگى ، و بعضى ايلچيان آنجا توقّف كردند بعلّت آنك بتخريب باقى قلاع مشغول گردند ، در اوايل شعبان ايلچى پادشاه و صدر الدّين كه بنفاق ؟ ؟ ؟ 75 « 8 » به حضرت رسيده بودند

--> ( 1 ) كذا فى ز ح ، آ ج ى ل م س : كه ( بجاى « او ) ، ( 2 ) كذا فى آ ج ح ل م ، ب د ز ى س : همايون دز ، ( 3 ) كذا فى آ ب س مشدّدا ( س : لمّ سر ) ، غالب نسخ بدون تشديد ، د : لمشر ، ( 4 ) د س : و بعضى را ، ( 5 ) كذا فى آ د ز ى م س ، ب ح : يسور ؟ ؟ ؟ ، ج : يشنو ، ل : يسبو ، ( 6 ) د ك م افزوده‌اند : او ، ( 7 ) س : شهنشاه ، - « از جملهء پادشاه » يعنى از جملهء ملازمان و بستگان و اتباع پادشاه يعنى هولاكو ، ( 8 ) كذا فى آ س ( ) ، ى : بنفاق ؟ ؟ ؟ ، ج ز ل : بنفاق ، ب : در بيلقان ، ح : در شعبان ، م : با باسقاق ، د ط ندارند ، - تصحيح اين كلمه براى من ممكن نشد ، از سياق عبارت ظاهرا چنان برميآيد كه مراد موضعى است كه ملاقات صدر الدّين سفير خورشاه با هولاكو در آنجا واقع شده بوده است ، و از طرف ديگر چنان كه از مقايسهء مواضع مختلفهء جهانگشاى و جامع التّواريخ با يكديگر واضح مىشود ( رجوع بحواشى آخر كتاب ) هولاكو در اين تاريخ - يعنى در موقع ملاقات صدر الدّين با او در اواسط رجب 654 - در يكى از منازل عرض راه ما بين خبوشان و بسطام بوده است بدون شبهه و از اين شهر اخير هنوز تجاوز نكرده بوده است پس « نفاق ؟ ؟ ؟ » نيز بالطّبع نام همان منزلى