عطا ملك جوينى
259
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
نشد و سخنى نتوانست گفتن ، بدين امارات مردم گفتند ركن الدّين را در قتل پدر با حسن مواضعه و معاهده بوده است ترسيد كه اگر استكشافى و مطالبهء كند حسن كلمهء از وقوف يا اذن يا خود « 1 » اشارت و التماس او بازگويد ، و مادر و برادران ركن الدّين در يك سال كه او بعد از پدر متملّك بود وقتى ازو برنجيدندى و مستزيدى « 2 » بودندى حوالهء قتل پدر بوى كردندى و آن را در معايب او برشمردندى ، و جماعتى را كه در روزگار علاء الدّين ايشان را از اهل عنايت و دوستاران ركن الدّين دانسته بودند و « 3 » ركن الدّين چون بجاى پدر بنشست ايشان را عزيز داشت و از خاصّان و اهالى خود گردانيد هم باتّفاق با او در آن كار منسوب و متّهم داشتندى بلك مىگفتندى كه ركن الدّين بر قتل پدر رضا داد يا فرمود بتعليم و تحريض « 4 » ايشان بود « 5 » ، و اللّه اعلم بالخفيّات و السّرائر ، ذكر احوال ركن الدّين خورشاه بعد از وفات پدرش « 6 » بعد از سه روز كه از رسم تعزيت فارغ شد و بر جايگاه پدر بنشست لشكرى را كه پدرش به قصد شالرود « 7 » از ناحيت خلخال نامزد كرده
--> ( 1 ) تنقيط قياسى ، آ : با ؟ ؟ ؟ خود ، ب : باحود ؟ ؟ ؟ ، ج ل : خود و ، م س : و ( بجاى : يا خود ) ، ( 2 ) تنقيط قياسى ، نسخ بدون نقطه يا با تنقيط ناقص ، - استزاده بمعنى مقصّر شمردن كسى و توبيخ و عتاب نمودن با اوست ( لسان و اساس ) ، ( 3 ) واو فقط در ب ز س ، ( 4 ) كذا فى ب ج س ، ساير نسخ با صاد مهمله ، ( 5 ) مضمون جملهء سابقه يعنى « ركن الدّين بر قتل پدر رضا داد يا فرمود » مبتداست و « بتعليم و تحريض ايشان بود » خبر آنست ، رجوع كنيد بص 258 ح 3 ، ( 6 ) اين عنوان فقط در ب ( بخطّ الحاقى ) د ح ط موجود است ، ساير نسخ بدون عنوان و بدون بياض بجاى آن ، ( 7 ) كذا فى آ ب ج د ل س ، ى : شال رودبار ، ح ط : سالرود ، ز : شان رود ، م : شاهرود ، - رجوع كنيد بنزهة القلوب حمد اللّه مستوفى ص 82 ، 223 ، ( « شاهرود » در موضع اوّل س 14 تصحيف « شالرود » به نظر ميآيد و عين همين كلام