عطا ملك جوينى
253
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
وضوح و اشتهار ، ركن الدّين خورشاه پسر مهين علاء الدّين بود و در هنگام طفوليّت او علاء الدّين هنوز در سنّ شباب بود چه در زاد ميان ايشان هژده سال بيش تفاوت نبود ، ركن الدّين هنوز طفل بود كه علاء الدّين بانديشه « 1 » گفتى كه امام خواهد بود و ولىعهد منست ، چون ركن الدّين بزرگتر شد مخاذيل متابعان ايشان ميان او و پدر در تعظيم و مرتبه فرقى نمىنهادند و حكم او همچون حكم پدرش نافذ بود ، علاء الدّين با او بد شد چنانك گفتى ولىعهد من پسرى ديگر خواهد بود ، قوم ايشان چنانك مذهب ايشانست آن سخن مقبول نداشتند و گفتند اعتبار نصّ اوّل راست ، علاء الدّين پيوسته ركن الدّين را رنجانيدى و از اقتضاى جنون و غلبهء سودا بىموجب همواره او را معذّب و معاقب داشتى و مؤاخذه كردى و او را در وثاقى كه هم پهلوى « 2 » وثاق پدر بودى هميشه در ميان زنان بايستى بودن و ياراى آن نداشتى كه بروز بيرون آمدى ، وقتىكه پدرش مست بودى يا بر وفق عادت خود بكنار رمهء گوسفند يا بنوعى ديگر مشغول و غافل او در شب از وثاق « 3 » به شراب خوردن يا جائى ديگر كه خواستى رفتى ، على الجمله در شهور سنهء ثلاث و خمسين و ستّمائة علّت جنون و غلبهء سوداى او مستحكمتر شد و باسباب و اتّفاقات فلكى كه ايراد آن باسهاب انجامد و لايق اين شرح نيست تغيّر او بر ركن الدّين زيادت گشت و عتاب و ايذا « 4 » متواصل شد و قصد و تهديد و وعيد او بيشتر متعاقب مىبود تا پسر ازو بر جان خويشتن ناايمن گشت و گفتى هيچ f . 170 b
--> ( 1 ) كذا فى ج ز ( ) ، آ ب : نانديشه ؟ ؟ ؟ ، ل : ناانديشه ، د ح ك : ناانديشيده ، ى س ندارند ، ( 2 ) كذا فى آ و خمس نسخ اخر ، ج د س : پهلوى ( بدون « هم » ) ، - رجوع بص 235 س 10 - 11 : « و زيارت گورى كه هم پهلوى گور حسن صبّاح و بزرگ اميد . . . نهاده است روا ندارند » ، ( 3 ) آ ج ى ل م « از وثاق » را ندارند ، ( 4 ) كذا فى د ، آ ج ى ل م : اثر ،